ایران جدید

تازه های علمی، پزشکی،تغذیه، زیبایی و سلامت

ماهواره های جاسوسی فوق محرمانه آمریکا

حدود سی سال از پرتاب اولین ماهواره های جاسوسی استراق سمع الکترونیکی می گذرد.

  در سال ۱۹۷۷ میلادی، طی ماجرای محاکمه یک جاسوس آمریکایی که مأمور سابق سیا بود، افشا شد که سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا در گذشته، پروژه ای را به نام پیرامیدر در حال تکمیل داشته است. این پروژه سه ماهواره مخابراتی بسیار نیرومند بودند که می بایست ارتباط میان اداره مرکزی سیا در ایالت ویرجینیا را با جاسوسان گوناگون این سازمان که در گوشه و کنار دنیا پراکنده اند، از طریق فرستنده و گیرنده های بسیار ظریف و کوچک (در درون ساعت، خودکار، سنجاق سینه و...) برقرار سازند، ضمن آن که اطلاعات بدست آمده توسط دستگاههای بسیار کوچک و ظریفی که جاسوسان آمریکا در گوشه و کنار دنیا کار می گذاشتند نیز توسط همین ماهواره ها مخابره می شد.

در پی افشای پروژه پیرامیدر، سیا آن پروژه را حذف و پروژه های دیگری را با کیفیت مشابه، شاید هم برتر به مرحله اجرا گذاشت.

از قراری که در دادگاه افشا شد، ماهواره های پیرامیدر دارای ۳۵۰۰ کانال بودند و ارتباط بدین ترتیب انجام می گرفت که حین مخابره پیامها، فرکانس هم مرتبا تغییر می کرد تا سیستم های الکترونیکی شوروی پی به مفهوم پیامها نبرند. کمپانی TRW مسئول ساخت ماهواره های فوق بود.

ماهواره های جاسوسی استراق سمع الکترونیکی در ردیف فوق محرمانه ترین سیستم های فضایی هستند که آمریکا و روسیه (اتحاد جماهیر شوروی سابق) ظاهرا در اختیار دارند و حدود سی سال است که نام این ماهواره ها به میان آمده است.

اطلاعاتی که تاکنون در مطبوعات تخصصی امور فضایی به چاپ رسیده، اکثرا نامفهوم بوده و در بسیاری اوقات داده های دو مقاله با یکدیگر مطابقت ندارند. این ماهواره ها را در زبان انگلیسی با سه نام بیان می کنند. فرت (Ferret)، الکترومگنتیک ریکونیسنس و یا نامی که برای ماهواره های جاسوسی روسیه به کار می برند تحت عنوان رادیو استور دامپ (Radio Store-Dump) است. ماهواره های جاسوسی استراق سمع الکترونیکی به گروهی از ماهواره های جاسوسی اطلاق می شود که با رخنه در سیستم های ارتباطات نظامی و غیرنظامی پیامها را ضبط کرده و سپس به مراکز زمین مخابره می کنند.

ایالات متحده آمریکا در سال ۱۹۸۰ از ماهواره ای به نام فرت (همانگونه که قبلا گفته شد) ساخت مجمع هوا فضایی لاکهید مارتین استفاده می کرد. اعتقاد بر این است که این ماهواره ۵۰۰ پوند وزن داشت و توسط راکتهای توراد آجنا به فضا پرتاب شد. چنان که مجله معتبر هواپیمایی و تکنولوژی فضایی در جدول راهنمای ماهواره های خود می آورد، نسل پیشرفته ماهواره های فوق به رمز ۷۱۱ نامیده می شود و توسط مجتمع هوا فضایی هیوز در حال تکمیل است.

اما در مورد ماهواره های جاسوسی استراق سمع الکترونیکی شوروی (روسیه) که به آنها استوردامپ رادیو می گویند، به احتمال قوی از همان سری کاسموس است. گرچه این احتمال هم می رود از انواع محدود ماهواره های مخابراتی نظامی و یا غیرنظامی این کشور چون گلز، اکران، مولینا باشد.

این ماهواره ها در شوروی سابق معمولا هر ۸ ماهواره در یک راکت و یکجا به فضا فرستاده می شدند، گرچه که گاه به صورت انفرادی نیز ممکن است پرتاب شوند. به عنوان مثال در این مورد اتحاد جماهیر شوروی در سال ،۱۹۷۹ ۱۹ ماهواره از این نوع را، به صورت دو سری هشت تایی و سه سری انفرادی، در مدار زمین قرار داد. گروه دیگری از ماهواره ها که در این رده قرار دارند ماهواره های جاسوسی، رهگیری اطلاعاتی هستند که به آنها ماهواره های سیجینت (sigint) می گویند و در مورد آنها نیز اطلاعات ضد و نقیضی وجود دارد.

این ماهواره ها را سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (CIA) در اختیار دارد و گفته می شود ماهواره هایی هستند به نام رایولیت و آرگوس که مجتمع فضایی تی آر دبلیو آنها را ساخته است. البته در مورد این که آیا واقعا ماهواره هایی به نام آرگوس وجود داشته باشد یا این که پروژه آن قبلا حذف شده، جای شک و ابهام است. در این مورد مجله هواپیمایی و تکنولوژی فضایی در شماره مورخ ۱۴ می سال ۱۹۷۹ خود معتقد است، پروژه این ماهواره در سال ۱۹۷۵ حذف شد. در حالی که روزنامه نیویورک تایمز مورخ ۲۹ آوریل ،۱۹۷۹ اعتقاد دارد دو دستگاه از ماهواره هایی که گمان می رود رایولیت باشند، در حقیقت ماهواره های آرگوس هستند.

علاوه بر این دو ماهواره که به آنها اشاره شد، ماهنامه سیاسی _ خبری خاورمیانه مورخ سپتامبر ،۱۹۸۰ ضمن اشاره به دو ماهواره رایولیت و آرگوس از دو ماهواره دیگر به نامهای مرد آبی (آکوآمن) و شالت نیز به عنوان ماهواره های مشابه نام می برد. اینکه آیا چنین ماهواره هایی وجود دارند یا نه را هم نمی توان با صراحت اعلام کرد، زیرا ماهنامه فوق الذکر، تنها منبعی است که به آنها اشاره کرده و به غیر از آن در هیچ منبع دیگری از آنها سخن نرفته است.

ماهواره های جاسوسی رهگیری اطلاعاتی وظیفه شان رخنه در سیستم های مخابراتی موشکهای قاره پیمای شوروی و دریافت اطلاعاتی است که آنها از لحظه روشن شدن موتور تا لحظه بازگشت به زمین از طریق دورسنجی (تله متری) به ایستگاه کنترل مرکزی، پایگاهی در شوروی مخابره می کنند که البته خود ماهواره ها بعدا اطلاعات دزدیده شده را به مراکز تعبیر و تفسیر آمریکا ارسال می دارند.

اعتقاد بر این است که آمریکا تا سال ۱۹۸۰ چهار دستگاه از ماهواره های فوق را به ترتیب در ۱۶ مارس ،۱۹۷۳ ۲۳ می ،۱۹۷۷ ۱۱ دسامبر و ۷ آوریل ۱۹۷۸ توسط راکتی از نوع اطلس آجنا به فضا فرستاده است و طبق اسناد غیررسمی گمان می رود از چهار ماهواره دو ماهواره نخست نزدیک شاخ آفریقا قرار داشته باشند و برای رهگیری اطلاعاتی موشکهایی با سوخت مایع شوروی (روسیه) که از پایگاه تیورانام این کشور پرتاب می شدند به کار روند و دو ماهواره دیگر بیشتر در حکم ذخیره هستند، کمی دورتر به جهت شرق استقرار یافته اند و بر موشکهای با سوخت جامد از قبیل اس _ اس _ ۱۶ و اس _ اس _ ۲۰ که از شمال روسیه پرتاب می شدند نظارت داشته اند.

جالب است بدانیم روسیه به ماهواره های مشابه احتیاج ندارد! زیرا به سبب نزدیک بودن پایگاههای پرتاب موشک آمریکا به سواحل اقیانوس اطلس، کشتی های مخصوص روسی با کیفیتی بهتر از ماهواره های آمریکایی در حالیکه فاصله شان به زحمت به چند صد کیلومتر تا پایگاههای آمریکا می رسد و یا توسط بالونهای مخصوصی که در خاک کوبا به هوا فرستاده می شوند، می تواند به کسب اطلاعات بپردازد.

***

هم اکنون در سال ۲۰۰۶ میلادی با وجود پیشرفت اعجاب انگیز تکنولوژی می توانید تصور کنید که دیگر ماهواره های جاسوسی به راحتی صدای شما را حتی در چندین طبقه زیرزمین نیز می توانند مخابره کنند. یا شاید برای داشتن خبرهای موثق از نحوه کار جاسوسان فضایی بهتر است ۳۰ سال منتظر بمانیم تا اطلاعات طبقه بندی را کشورهای ابرقدرت هوافضایی ارائه دهند.

عمید نمازی خواه

منبع: همشهری

۰   | ۰ | ۱۸۳ | ۸۵/۰۳/۱۳ | محمد لطیفی
آمریکا جاسوسی ماهواره

نظرات ۰  

هيچ نظري هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
تجدید کد امنیتی

منوي اصلي

ميکروبلاگينگ
  • هندزفری
  • آقا من کماکان با قدرت بر این باور هستم که یه نفر وقتی ما حواسِمون نیست میاد سیم هندزفری‌مونو گره میزنه در میره.

    ۰   | ۰ | ۱۹ | ۹۸/۰۹/۲۰ | محمد لطیفی
  • کودکانِ بدون آزادی
  • خودِ واقعیِ هر یک از ما کودکِ‌کوچکی است که هنوز رشد نیافته. گاهی اوقات وقتی به ما خوش می‌گذرد یا داریم بازی می‌کنیم، وقتی احساس شادی می‌کنیم، وقتی نقاشی می‌کنیم، یا شعر می‌نویسیم، یا پیانو می‌زنیم ، یا به هر طریقی احساسات خود را بیان می‌کنیم این کودک بیرون می‌آید.اینها شادمانه‌ترین لحظاتِ زندگیِ ما هستند. وقتی خودِ واقعیِ ما بیرون می‌آید، وقتی به گذشته نمی‌اندیشیم و دلواپس آینده نیستیم. آن‌وقت شبیه بچه‌ها می‌شویم.

    اما یک چیز هست که همهٔ اینها را عوض می‌کند، وما به آن مسئولیت می‌گوئیم. جامعه می‌گوید «صبر کن، تو مسئولی، وظایفی داری که باید انجام بدهی،باید کار کنی،باید مدرسه بروی،باید زندگی را اداره کنی.»همهٔ این مسئولیت ها به ذهن هجوم می‌آورند. آنوقت چهرهٔ ما عوض می‌شود و دوباره جدی می‌شویم.

    اگر وقتی که بچه‌ها ادای بزرگتر‌ها را در می‌آورند نگاهشان کنید،می‌بینید که چهره‌شان تغییر می‌کند . میگویند:«مثلاً من یک وکیل هستم»، آنوقت صورت جدی یک آدم بزرگ را به خود می‌گیرند. ما به دادگاه می‌رویم و همان چهره را در آنجا می‌بینیم و این همان است که هستیم. ما هنوز بچه ایم،اما آزادی خود را از دست داده‌ایم.

    بخشی از کتاب چهار میثاق (نویسنده: دون میگوئل روئیز)

    ۱   | ۲ | ۳۷ | ۹۸/۰۹/۰۸ | محمد لطیفی
  • سرکشیِ دولت در جیب مردم
  • وزیرِ تعاون: چه تمام کسانی که کمک هزینه معیشت دریافت کرده‌‌اند و چه کسانی که دریافت نکرده‌‌اند و اعتراض کرده‌‌اند تا آخرِ ماه بایستی این مجوز رو به دولت بدهند که دولت در تمام حسابهایِ بانکیِ آنها سرکشی کند، در غیرِ اینصورت کمک هزینه قطع خواهد شد!

    این هم خبرِ جدیدِ امروز که از زبان وزیر تعاون شنیدیم. دیگه واقعا نمی‌دونم چی باید گفت از طرفی ۵۰ هزارتومان اصلاً ارزش این رو نداره که اجازه بدی هرکسی دلش خواست بیاد و حسابهایِ بانکیت رو بررسی بکنه و از طرفِ دیگه هم خیلی از افراد هستند که واقعاً زیر این فشارِ سنگینِ گرانی و تورم دارن له می‌شن، مثل کارگرانی که ۵ یا ۶ ماههِ حقوق نگرفتن و چه بسا اونهایی که حقوق هم گرفتن مشکلات مالی زیادی دارن.

    با وجود این اوضاع احتمالاً تا چند ماه دیگه باید به دولت اجازه بدیم هرچقدر پول احتیاج داره خودش از حسابمون برداشت کنه.

    کاش مسئولین کمی هم برای مردم حُرمت و ارزش قائل بودند و بجای تفره رفتن از پرداختِ حق مردم و سَرک کشیدن در خصوصی‌ترین مسائلِ اونها پای حرفِ دلِ مردم و شنیدنِ مشکلاتشان می‌نشستند.

    ۱   | ۱ | ۴۰ | ۹۸/۰۹/۰۵ | محمد لطیفی
  • زیر ساختِ افتضاح
  • متاسفانه بعد از اتفاقاتِ اخیر و قطع شدنِ اینترنتِ بین المللی خیلی‌ها با مشکلاتِ جدی مواجه شدن مثل دسترسی به ایمیل‌ها و شبکه‌های اجتماعی و... متاسفانه ما حتی یک موتور جستجوی بومی هم نداریم که لااقل سایت‌های داخلی رو جستجو کنیم. البته دوستان چنتا معرفی کردن مثل: یوز (که اصلا باز نمیشه)، پارسی جو(که فقط نتایج ویکی‌پدیا رو نشون میده)، سلام (که ظاهرا تعطیله) و... 

    ۰   | ۰ | ۴۵ | ۹۸/۰۸/۲۸ | محمد لطیفی
  • شب نوشت
  • بعضی شبها اگه از اون تایمی که باید بخوابم دیرتر بخوابم دیگه خوابم نمیبره و دیگه مغزم offنمیشه، همینجوری میگرده دنبال موضوعات مختلف و تجزیه و تحلیل اتفاقاتِ بی‌‌اهمیت. گاهی هم چند ساعت توی مغزم در حال کَل‌کَل در مورد یه موضوع مسخره با یه شخص خیالی هستم. البته یه مدت سعی میکردم از این همه فسفر سوزی شبانه استفاده‌ی مثبت بکنم تا اینکه کار بجایی رسید که توی خواب برنامه نویسی می‌کردم یا اینکه فرمولهای عجیب غریب اکسل توی ذهنم می‌نوشتم. ولی بَدیِ این کار این بود که اگه به نتایج مهمی میرسیدی تا از رختخواب بلند نمیشدی و محتویات مغزت رو توی کامپیوتر خالی نمیکردی دیگه نمیشد که بخوابی.

    خلاصه امشبم یکی از اون شباست. (خوب بخوابید)

    اگر الان نصفه شبه و هنوز بیدارین یه نگاهی هم به اینجا بندازید.

    ۰   | ۰ | ۷۳ | ۹۸/۰۸/۱۲ | محمد لطیفی
  • زندگی زیبا می شود
  • روزی هزار بار شکر که دخترم شدی  ،   روزی هزار بار شکر که بابایت شدم

    ۰   | ۰ | ۲۳۸ | ۹۸/۰۴/۰۲ | محمد لطیفی
  • تولد دخترم
  • خیلی خوشحالم چون دختر کوچولوم به دنیا اومده.  حس میکنم که زیبا ترین صدایی که تا به حال شندیم صدای نفس های دخترمه.دوستت دارم بابایی...

    ۰   | ۰ | ۳۰۲ | ۹۸/۰۲/۳۰ | محمد لطیفی
  • میکروبلاگینگ هشت
  • دیشب خیلی خندیدیم، خدا به خیر بگذرونه. معمولا وقتی زیادی بهم خوش میگذره بلافاصله روزگار تلافیشو سرم در میاره.

    ۰   | ۰ | ۴۴۹ | ۹۷/۱۱/۱۸ | محمد لطیفی
  • میکروبلاگینگ هفت
  • گاهی گمان نمی‌کنی ولی خوب میشود
    گاهی نمی‌شود که نمی‌شود 
    گه جور میشود خود آن بی مقدمه
    گه با دو صد مقدمه ناجور می‌شود
    گاهی هزار دوره دعا بی اجابت است
    گاهی نگفته قرعه به نام تو می‌شود
    گاهی گدایِ گدایی و بَخت با تو یار نیست
    گاهی تمام شهر گدایِ تو می‌شود
    گاهی تمام آبیِ این آسمانِ ما
    یکباره تیره گشته و بی رنگ می‌شود
    گویی به خواب بود جوانی مان گذشت
    گاهی چه زود فرصتمان دیر می‌شود

    ۰   | ۰ | ۴۱۳ | ۹۷/۱۱/۱۴ | محمد لطیفی
  • میکروبلاگینگ شش
  • توی بنگاه  نشسته بودیم و از شیشه‌هایِ بخار گرفته سعی میکردیم عبورِ  مبهمِ آدم‌ها رو تماشا کنیم که دوتا مرد اومدن داخل، یکی مُتشخص و خوش صحبت و اون یکی لاغر، کم حَرف و شایدم معتاد. برادرِ خوش صحبت سعی می‌کرد تو این آشفته بازار یه خونه با قیمتِ مناسب برای برادرش پیدا کنه. هرچی قیمت‌هایِ نجومی رو یکی یکی واسش میگفتیم "کم حرف" به سمت در خروجی نزدیک‌تر می‌شد، تا اینکه چند دقیقه‌ی آخر چسبیده بود به شیشه‌ی بخار گرفته. وقتی کارشون تموم شد و چیزی هم براشون پیدا نشد هر دو رفتن و روی شیشه‌ی بخار گرفته نوشته شده بود "EBI".

    خیلی دلم میخواست بدونم توی اون وضعیت کدوم آهنگ اِبی رو زمزمه می‌کرد…

    ۰   | ۰ | ۴۴۸ | ۹۷/۱۰/۲۳ | محمد لطیفی
پربيننده ترين مطالب
محبوب ترين مطالب
Copyright © iranew.com 2005-2019