ایران جدید

تازه های علمی، پزشکی،تغذیه، زیبایی و سلامت

مسمومیت

 مسمومیت ، یکی دیگر از خطرات و حوادث مهمی است که در خانه مخصوصا برای بچه ها رخ می دهد . مسمومیت های خانگی در اثر عوامل مختلفی بروز میکند ، از مصرف داروهای عوضی گرفته تا انواع  مواد پاک کننده مثل محلول آمونیاک و سفید کننده ها . اغلب مایعات قابل اشتعالی که در کاراژ یا کارگاهها یافت می شوند مثل بنزین ، نفت سفید و مایعات لکه گیری و رقیق کننده های رنگ نقاشی ، نیز از عوامل موثر در بروز مسمومیت های کشنده به شمار می روند . چون علائم و اثرات ناشی از انواع مسمومیتها بسیار متفاوت و متنوع است ، هیچ قانون کلی وجود ندارد که طبق آن توصیه شود که آیا شخص مسموم را باید وادار به استفراغ و خارج ساختن ماده سمی کرد یا نه .

معمولا نباید بیمار را تحریک به استفراغ کرد مگر آن که کمکهای پزشکی فوری امکان پذیر نباشد . اگر مسموم هوشیار باشد و هیچگونه تشنج و تکانی در او مشاهد نشود ، خوراندن یک لیوان آب یا شیر به رقیق شدن ماده سمی در بدن وی کمک خواهد کرد ، مخصوصا اگر مدت کوتاهی از مسومیت گذشته باشد . زغال چوب که از داروخانه ها می توان تهیه کرد در آب نیز برای رقیق شدن به کار می رود .

 

مسموم در صورت خوردن بیش از حد دارو باید تحریک به استفراغ شود اما زمانی که مسومیت ناشی از بلعیدن مواد اسیدی یا قلیایی و یا تولیدات و مواد نفتی باشد ، انجام این کار صحیح نیست .

 

هنگام بروز مسمومیت ، مهمترین کار ، تلفن به مراکز اورژانس و امداد است . پس از آن تا رسیدن کمک ، بهتر است در تماس با متخصصین یک مرکز درمان مسمومیت ، راهنمایی های لازم را جهت کمک های اولیه به مسموم از آنان دریافت دارید . همیشه شیشه دارو و یا ماده ای را که موجب مسمومیت می شود و یا برچسسب آن را برای تشخیص بعدی نوع ماده سمی نگهدارید . اگر مسموم استفراغ کند ، او را به پهلو قرار دهید یا سرش را برگردانید تا راه تنفس او مسدود نگردد و خفه نشود . اگر حالت تشنج به بیمار دست دهد ، سعی نکنید او را مهار نمایید ، تنها پوششهای تنک را از تنش بیرون بیاورید و اشیا تیز را به منظور حفاظت از دسترس وی دور نگهدارید . یک شیشه قی آور نیز در دسترس داشته باشید اما تا وقتی که از جانب پزشک یا مرکز درمان مسمومیت ، دستور مصرف آن تجویز نشود ، آن را به مسموم ندهید .

۰   | موافقین ۰ | مخالفین ۰ | ۰۹:۳۶ | ۸۶/۰۴/۱۸
مسمومیت

نظرات ۰  

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی

منوی اصلی

دنبال کنندگان ۳ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید
میکروبلاگینگ
  • زندگی زیبا می شود
  • روزی هزار بار شکر که دخترم شدی  ،   روزی هزار بار شکر که بابایت شدم

  • تولد دخترم
  • خیلی خوشحالم چون دختر کوچولوم به دنیا اومده.  حس میکنم که زیبا ترین صدایی که تا به حال شندیم صدای نفس های دخترمه.دوستت دارم بابایی...

  • میکروبلاگینگ ۸
  • دیشب خیلی خندیدیم، خدا به خیر بگذرونه. معمولا وقتی زیادی بهم خوش میگذره بلافاصله روزگار تلافیشو سرم در میاره.

  • میکروبلاگینگ ۷
  • گاهی گمان نمی‌کنی ولی خوب میشود

    گاهی نمی‌شود که نمی‌شود 

    گه جور میشود خود آن بی مقدمه

    گه با دو صد مقدمه ناجور می‌شود

    گاهی هزار دوره دعا بی اجابت است

    گاهی نگفته قرعه به نام تو می‌شود

    گاهی گدایِ گدایی و بَخت با تو یار نیست

    گاهی تمام شهر گدایِ تو می‌شود

    گاهی تمام آبیِ این آسمانِ ما

    یکباره تیره گشته و بی رنگ می‌شود

    گویی به خواب بود جوانی مان گذشت

    گاهی چه زود فرصتمان دیر می‌شود

  • میکروبلاگینگ ۶
  • توی بنگاه  نشسته بودیم و از شیشه‌هایِ بخار گرفته سعی میکردیم عبورِ  مبهمِ آدم‌ها رو تماشا کنیم که دوتا مرد اومدن داخل، یکی مُتشخص و خوش صحبت و اون یکی لاغر، کم حَرف و شایدم معتاد. برادرِ خوش صحبت سعی می‌کرد تو این آشفته بازار یه خونه با قیمتِ مناسب برای برادرش پیدا کنه. هرچی قیمت‌هایِ نجومی رو یکی یکی واسش میگفتیم "کم حرف" به سمت در خروجی نزدیک‌تر می‌شد، تا اینکه چند دقیقه‌ی آخر چسبیده بود به شیشه‌ی بخار گرفته. وقتی کارشون تموم شد و چیزی هم براشون پیدا نشد هر دو رفتن و روی شیشه‌ی بخار گرفته نوشته شده بود "EBI".

    خیلی دلم میخواست بدونم توی اون وضعیت کدوم آهنگ اِبی رو زمزمه می‌کرد…

  • میکروبلاگینگ ۵
  • دیروز بَرف پاک کنِ ماشین رو عوض کردم چون دیگه نمیتونستم جلومو ببینم. تازه فهمیدم که رانندگی زیر بارون با کیفیتِ بالایِ تصویر چه لذتی داره.

    پیشنهاد ویژه: برف پاک کن ها رو عوض کنید...

  • میکروبلاگینگ ۴
  • دیشب یکی از شب‌هایِ به یاد ماندنی بود. یه جشن کوچولویِ خانوادگی برای اینکه بفهمیم نی‌نی‌مون دخترهِ یا پسر؟ تا لحظه آخر کسی از نتیجه خبر نداشت بجز خاله‌یِ نی‌نی. تا اینکه در ساعت 10:10 شب بالاخره با ترکوندنِ بادکنکِ مخصوص، همه از خوشحالی ترکیدیم. 

    شمارشِ معکوس ، بووووم ، روبان‌هایِ صورتی 

  • میکروبلاگینگ ٣
  • میگن آدم به مرور زمان میتونه به رازهایِ اعماقِ وجودش پی ببره، یکی از مهمترین رازهایی که تونستم از خودم کشف کنم پیش بینیِ مهمانی‌ها و تجمعات فامیلی،یک روز قبل از وقوعِ اون رویداد هست. یعنی اینکه بدن من این توانایی رو داره که دقیقا یک روز مونده به اون اتفاق بزرگ با علائم خاصی شروعِ اون رویداد بزرگ رو به من اطلاع میده و اون علائم خاص چیست؟ درسته "جوش" . به این صورت که قبل از شروع یه مهمونی خانوادگی چنان جوشی توی صورتم میزنه که بیا و ببین . هرچه مهمانی مهمتر فاصله جوش تا نوک دماغ کمتر. تا کشفیات بعدی... 

  • میکروبلاگینگ ۲
  • ۱- شبِ یلدایِ همگی مبارک. فقط اینو میتونم بگم که دارم میترکم. دیگه هرچیزی که میشُد ما خوردیم خدا بقیشو بخیر بکنه.
    ۲- بالاخره چشممون به جمال برف زمستونی هم روشن شد اونم تو شبِ یلدا.
  • میکروبلاگینگ ۱
  • ۱- سه روزه سرما خوردم ولی احساس میکنم امروز بهترم
    ۲- گوشیم امروز تصمیم گرفت به اندروید ۸ آپدیت بشه
    ۳- دارم روی قالب سایت کار میکنم
پربیننده ترین مطالب
محبوب ترین مطالب
Copyright © iranew.com 2005-1019