ایران جدید

تازه های علمی، پزشکی،تغذیه، زیبایی و سلامت

گرفتگی صدا مخصوصاً در صبح

دلیل گرفتگی صدا برگشت شبانه: اسید معده به مری و گلو در هنگام خواب است. اشکال این برگشت در این است که انسان متوجه آن نمی شود. یکی از نشانه های آن بدبوئی تنفس در صبح است. پس اگر گرفتگی بدون دلیل صدا همراه با بدبوئی تنفس صبحگاهی دارید، ممکن است برگشت شبانه? اسید معده علت آن باشد.

آلرژی ها هم می توانند عامل غیر مستقیم گرفتگی صدا باشند، چون باعث سرفه کردن ، تنفس از دهان، و آبریزش پشت بینی به داخل حلق میشوند که التهاب تارهای صوتی را به دنبال دارد. چیزهائی مثل سیگار کشیدن و بخار مواد شیمیائی هم تارهای صوتی را تحریک کرده و گرفتگی صدا ایجاد کنند.

سیگاری ها از طریق دیگری هم دچار گرفتگی صدا می شوند: با به وجود آمدن تومور سرطانی یا رشد غیر عادی تارهای صوتی. این مورد در سیگاری ها بسیار بیشتر از سایرین دیده می شود. و در تمام موارد، خشکی هوا گرفتگی صدا را تشدید می کند.

 

درمان گرفتگی صدا

 

- به صدایتان استراحت بدهید. سکوت کامل بهترین راه بهبود گرفتگی صداست. لااقل از پچ پچ کردن و فریاد زدن بپرهیزید. پچ پچ کردن فشار زیادی بر تارها وارد می کند. اگر لازم است، با صدای آرام حرف بزنید.

 

- گلو را مرطوب کنید. استنشاق بخار آب داغ از درمان های بسیار مؤثر است. از دوش آب گرم یا دستگاه بخور کمک بگیرید. گذاشتن دستگاه بخور در اتاق خواب از خشک شدن هوای آن جلوگیری می کند.

 

- در درون بدن هم نیاز به آب کافی دارید. خوردن آب را به قدری زیاد کنید تا ادرارتان بی رنگ شود. اگر ویتامین هائی مثل A یا B12 یا داروهای تغییر رنگ دهنده? ادرار مصرف می کنید و ادرار بیرنگ نمی شود، خوردن روزانه? 10 تا 12 لیوان آب کافی است.

 

- سوپ مرغ بخورید. اگر دچار گرفتگی صدا در اثر سرماخوردگی شده اید، سوپ مرغ را با سیر بخورید. گرمای آن گلو را مرطوب می کند و سیر کمک کننده? ترشح مخاطی است.

 

- ترشحات مخاطی را کم کنید. داروهای کاهش دهنده? ترشحات مخاطی بخورید. اما از مصرف داروهای ضدحساسیت خودداری کنید، چون گلو را خشک می کنند. داروهای ضدّاحتقان هم در کاهش مخاط مؤثرند، ولی اگر ناراحتی قلبی دارید، قبل از مصرف آنها با پزشک مشورت کنید. بعضی داروهای ضدّاحتقان ممکن است فشار خون را بالا ببرند.

 

- آسپیرین نخورید. در التهاب ناشی از سرماخوردگی تارهای صوتی، آسپیرین باعث آزرده شدن بیشتر آنها می شود و گرفتگی صدا را تشدید می کند. از مُسکن های دیگر استفاده کنید.

 

 

- سرفه نکنید. برای جلوگیری از سرفه و آسیب بیشتر تارهای صوتی، از داروهای ضدّسرفه و خلط آور استفاده کنید.

 

- غرغره نکنید. بر خلاف عقیده? شایع، غرغره کردن با دهانشویه عملاً گرفتگی صدا را بدتر می کنند. محلول های غرغره اصلاً نزدیک به تارهای صوتی نمی شوند و خود عمل غرغره کردن مضر است، چون تارهای صوتی را به هم زده و تورم آنها را بیشتر می کند.

 

- کافئین نخورید. کافئین موجود در قهوه، کولا و شکلات یک عامل خشک کننده? گلو است و کمکی به تارهای صوتی نمی کند.

 

- درمان های طبی. اگر گِرِهَک های روی تارهای صوتی یا بزرگ شدن آنها مشاهده شود، پزشک می تواند به درمان آنها کمک کند.

 

- آوا درمانی کنید. اگر گرهک های تارهای صوتی با استراحت و روش های رفع گرفتگی صدا از بین نروند، پزشک شما را به متخصصی برای آموزش دوباره? تارهای صوتی معرفی می کند. در موارد شدید، ممکن است، عمل جراحی لازم شود.

 

- تومور را درمان کنید. اگر پزشک وجود توموری را تشخیص دهد، زیاد نگران نشوید. بیشتر تومورهای تارهای صوتی کوچکند و اگر در مراحل اولیه دیده شوند، به آسانی قابل درمانند.

 

پیشگیری

 

اگر یک بار دچار گرفتگی صدا شدید، می توانید از تکرار آن جلوگیری کنید.

 

- خود را گرم کنید. کسی که زیاد از صدایش استفاده می کند یک ورزشکار صوتی است و مانند هر ورزشکاری باید پیش از شروع مسابقه خود را گرم کند. شما هم قبل از سخنرانی یا آواز خواندن کمی گلویتان را تمرین بدهید.

 

- ماهیچه های گردن را با دست هایتان به آرامی بمالید و به راحتی تنفس کنید و آرواره را آزاد بگذارید. شانه هایتان را در جهات مختلف بگردانید و آنها را به آرامی تکان دهید.

 

- چند جرعه آب بخورید. زبان را کمی در دهان حرکت دهید و بیرون بیاورید.

 

- چند خمیازه بکشید و با لب های بسته صداهای آرامی ادا کنید تا لرزش آنها را حس کنید. بعد از سخنرانی یا کنسرت هم همین کارها را تکرار کنید تا دچار گرفتگی صدا نشوید.

 

- گلو را تحریک نکنید. دود سیگار، بخارهای شیمیائی و خاک ارّه باعث گرفتگی صدا می شوند. سیگار نکشید و با سیگاری ها همنشین نشوید. در جاهائی که مواد محرّک و خاک ارّه وجود دارد ماسک بزنید.

 

- صدا را صاف نکنید. صاف کردن صدا عادت بدی است که ترک آن سخت است. به جای آن آب دهان را قورت بدهید. یک عمل بلع را به آهستگی انجام دهید، انگار واقعاً لقمه ی غذا را قورت می دهید. این کار احساس وجود چیزی در گلو را از بین می برد.

 

- پیش از پرواز دوش بگیرید. اگر زیاد با هواپیما مسافرت می کنید، صدایتان دو دشمن پیدا می کند: هوای خیلی خشک و لزوم صحبت کردن در میان صدای موتور هواپیما. دوش گرفتن با آب گرم پیش از پرواز و خوردن مقادیر زیادی آب در حین پرواز مفید است.

 

- نزدیک به هم حرف بزنید. اگر در محیط پر سروصدائی مجبور به صحبت با کسی هستید، در میدان شنوائی او حرف بزنید. بهترین روش صحبت رو در رو است که در آن، شنونده حرکات لب ها را نیز می خواند.

۰   | ۰ | ۱۹۴ | ۸۷/۰۲/۱۹ | محمد لطیفی
صدا گرفتگی

نظرات ۰  

هيچ نظري هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
تجدید کد امنیتی

منوي اصلي

ميکروبلاگينگ
  • هندزفری
  • آقا من کماکان با قدرت بر این باور هستم که یه نفر وقتی ما حواسِمون نیست میاد سیم هندزفری‌مونو گره میزنه در میره.

    ۰   | ۰ | ۱۹ | ۹۸/۰۹/۲۰ | محمد لطیفی
  • کودکانِ بدون آزادی
  • خودِ واقعیِ هر یک از ما کودکِ‌کوچکی است که هنوز رشد نیافته. گاهی اوقات وقتی به ما خوش می‌گذرد یا داریم بازی می‌کنیم، وقتی احساس شادی می‌کنیم، وقتی نقاشی می‌کنیم، یا شعر می‌نویسیم، یا پیانو می‌زنیم ، یا به هر طریقی احساسات خود را بیان می‌کنیم این کودک بیرون می‌آید.اینها شادمانه‌ترین لحظاتِ زندگیِ ما هستند. وقتی خودِ واقعیِ ما بیرون می‌آید، وقتی به گذشته نمی‌اندیشیم و دلواپس آینده نیستیم. آن‌وقت شبیه بچه‌ها می‌شویم.

    اما یک چیز هست که همهٔ اینها را عوض می‌کند، وما به آن مسئولیت می‌گوئیم. جامعه می‌گوید «صبر کن، تو مسئولی، وظایفی داری که باید انجام بدهی،باید کار کنی،باید مدرسه بروی،باید زندگی را اداره کنی.»همهٔ این مسئولیت ها به ذهن هجوم می‌آورند. آنوقت چهرهٔ ما عوض می‌شود و دوباره جدی می‌شویم.

    اگر وقتی که بچه‌ها ادای بزرگتر‌ها را در می‌آورند نگاهشان کنید،می‌بینید که چهره‌شان تغییر می‌کند . میگویند:«مثلاً من یک وکیل هستم»، آنوقت صورت جدی یک آدم بزرگ را به خود می‌گیرند. ما به دادگاه می‌رویم و همان چهره را در آنجا می‌بینیم و این همان است که هستیم. ما هنوز بچه ایم،اما آزادی خود را از دست داده‌ایم.

    بخشی از کتاب چهار میثاق (نویسنده: دون میگوئل روئیز)

    ۱   | ۲ | ۳۶ | ۹۸/۰۹/۰۸ | محمد لطیفی
  • سرکشیِ دولت در جیب مردم
  • وزیرِ تعاون: چه تمام کسانی که کمک هزینه معیشت دریافت کرده‌‌اند و چه کسانی که دریافت نکرده‌‌اند و اعتراض کرده‌‌اند تا آخرِ ماه بایستی این مجوز رو به دولت بدهند که دولت در تمام حسابهایِ بانکیِ آنها سرکشی کند، در غیرِ اینصورت کمک هزینه قطع خواهد شد!

    این هم خبرِ جدیدِ امروز که از زبان وزیر تعاون شنیدیم. دیگه واقعا نمی‌دونم چی باید گفت از طرفی ۵۰ هزارتومان اصلاً ارزش این رو نداره که اجازه بدی هرکسی دلش خواست بیاد و حسابهایِ بانکیت رو بررسی بکنه و از طرفِ دیگه هم خیلی از افراد هستند که واقعاً زیر این فشارِ سنگینِ گرانی و تورم دارن له می‌شن، مثل کارگرانی که ۵ یا ۶ ماههِ حقوق نگرفتن و چه بسا اونهایی که حقوق هم گرفتن مشکلات مالی زیادی دارن.

    با وجود این اوضاع احتمالاً تا چند ماه دیگه باید به دولت اجازه بدیم هرچقدر پول احتیاج داره خودش از حسابمون برداشت کنه.

    کاش مسئولین کمی هم برای مردم حُرمت و ارزش قائل بودند و بجای تفره رفتن از پرداختِ حق مردم و سَرک کشیدن در خصوصی‌ترین مسائلِ اونها پای حرفِ دلِ مردم و شنیدنِ مشکلاتشان می‌نشستند.

    ۱   | ۱ | ۴۰ | ۹۸/۰۹/۰۵ | محمد لطیفی
  • زیر ساختِ افتضاح
  • متاسفانه بعد از اتفاقاتِ اخیر و قطع شدنِ اینترنتِ بین المللی خیلی‌ها با مشکلاتِ جدی مواجه شدن مثل دسترسی به ایمیل‌ها و شبکه‌های اجتماعی و... متاسفانه ما حتی یک موتور جستجوی بومی هم نداریم که لااقل سایت‌های داخلی رو جستجو کنیم. البته دوستان چنتا معرفی کردن مثل: یوز (که اصلا باز نمیشه)، پارسی جو(که فقط نتایج ویکی‌پدیا رو نشون میده)، سلام (که ظاهرا تعطیله) و... 

    ۰   | ۰ | ۴۵ | ۹۸/۰۸/۲۸ | محمد لطیفی
  • شب نوشت
  • بعضی شبها اگه از اون تایمی که باید بخوابم دیرتر بخوابم دیگه خوابم نمیبره و دیگه مغزم offنمیشه، همینجوری میگرده دنبال موضوعات مختلف و تجزیه و تحلیل اتفاقاتِ بی‌‌اهمیت. گاهی هم چند ساعت توی مغزم در حال کَل‌کَل در مورد یه موضوع مسخره با یه شخص خیالی هستم. البته یه مدت سعی میکردم از این همه فسفر سوزی شبانه استفاده‌ی مثبت بکنم تا اینکه کار بجایی رسید که توی خواب برنامه نویسی می‌کردم یا اینکه فرمولهای عجیب غریب اکسل توی ذهنم می‌نوشتم. ولی بَدیِ این کار این بود که اگه به نتایج مهمی میرسیدی تا از رختخواب بلند نمیشدی و محتویات مغزت رو توی کامپیوتر خالی نمیکردی دیگه نمیشد که بخوابی.

    خلاصه امشبم یکی از اون شباست. (خوب بخوابید)

    اگر الان نصفه شبه و هنوز بیدارین یه نگاهی هم به اینجا بندازید.

    ۰   | ۰ | ۷۳ | ۹۸/۰۸/۱۲ | محمد لطیفی
  • زندگی زیبا می شود
  • روزی هزار بار شکر که دخترم شدی  ،   روزی هزار بار شکر که بابایت شدم

    ۰   | ۰ | ۲۳۸ | ۹۸/۰۴/۰۲ | محمد لطیفی
  • تولد دخترم
  • خیلی خوشحالم چون دختر کوچولوم به دنیا اومده.  حس میکنم که زیبا ترین صدایی که تا به حال شندیم صدای نفس های دخترمه.دوستت دارم بابایی...

    ۰   | ۰ | ۳۰۲ | ۹۸/۰۲/۳۰ | محمد لطیفی
  • میکروبلاگینگ هشت
  • دیشب خیلی خندیدیم، خدا به خیر بگذرونه. معمولا وقتی زیادی بهم خوش میگذره بلافاصله روزگار تلافیشو سرم در میاره.

    ۰   | ۰ | ۴۴۹ | ۹۷/۱۱/۱۸ | محمد لطیفی
  • میکروبلاگینگ هفت
  • گاهی گمان نمی‌کنی ولی خوب میشود
    گاهی نمی‌شود که نمی‌شود 
    گه جور میشود خود آن بی مقدمه
    گه با دو صد مقدمه ناجور می‌شود
    گاهی هزار دوره دعا بی اجابت است
    گاهی نگفته قرعه به نام تو می‌شود
    گاهی گدایِ گدایی و بَخت با تو یار نیست
    گاهی تمام شهر گدایِ تو می‌شود
    گاهی تمام آبیِ این آسمانِ ما
    یکباره تیره گشته و بی رنگ می‌شود
    گویی به خواب بود جوانی مان گذشت
    گاهی چه زود فرصتمان دیر می‌شود

    ۰   | ۰ | ۴۱۳ | ۹۷/۱۱/۱۴ | محمد لطیفی
  • میکروبلاگینگ شش
  • توی بنگاه  نشسته بودیم و از شیشه‌هایِ بخار گرفته سعی میکردیم عبورِ  مبهمِ آدم‌ها رو تماشا کنیم که دوتا مرد اومدن داخل، یکی مُتشخص و خوش صحبت و اون یکی لاغر، کم حَرف و شایدم معتاد. برادرِ خوش صحبت سعی می‌کرد تو این آشفته بازار یه خونه با قیمتِ مناسب برای برادرش پیدا کنه. هرچی قیمت‌هایِ نجومی رو یکی یکی واسش میگفتیم "کم حرف" به سمت در خروجی نزدیک‌تر می‌شد، تا اینکه چند دقیقه‌ی آخر چسبیده بود به شیشه‌ی بخار گرفته. وقتی کارشون تموم شد و چیزی هم براشون پیدا نشد هر دو رفتن و روی شیشه‌ی بخار گرفته نوشته شده بود "EBI".

    خیلی دلم میخواست بدونم توی اون وضعیت کدوم آهنگ اِبی رو زمزمه می‌کرد…

    ۰   | ۰ | ۴۴۸ | ۹۷/۱۰/۲۳ | محمد لطیفی
پربيننده ترين مطالب
محبوب ترين مطالب
Copyright © iranew.com 2005-2019