ایران جدید

تازه های علمی، پزشکی،تغذیه، زیبایی و سلامت

تاریخچه طلا و جواهرات

بومیان ، قرن‌ ها پیش ، طبیعت را به خود حلقه‌ آویز می‌کردند . آنها معتقـد بودند طبیعت ، تمام قدرت جادویی خود را در گل و برگ و چوب و سنگ ذخیره کرده و آنهایـی که حلقه‌ای از گل یا نخ یا سنگ به دور گردن و کمر خود می‌آویزند ، قدرت طبیعت را به بهای رواج زیبایی می‌خرند . تاریخ بشریـت از تاریخ زیورآلات جدا نیست . گرایش بـه زیبایی و زیباتـر شدن همیشـه در همه جا وجود داشته. با ظهور اولین مدسازان ماقبل تاریخ ( نخستین انسان‌هایی که به لحاظ آناتومیک می‌توان آنها را انسان مدرن نامیـد ) قدرت‌های جادویی و نمادین زیورآلات به سراپای تاریخ بشریـت آویخته شد . 

حالا هم برخی از مردم با این باور که ارواح شرور از خانه و خانواده‌شان دور می‌شود ، نماد دلفین یا اسب تک‌شاخ را روی سنگ می‌تراشند و بر سر در خانه‌شان نصب می‌کنند . بـرخی مسیحیان برای دفع ارواح بد و خبیث، دوری از گناه ، حمایت در برابر انواع خطرها و دشمنی و نجات‌ زن باردار حین زایمان، شمایل مسیح و حواریون را از طلا و کهربا می‌سازند و روی میز دعا می‌گذارند .


• مردها پیشگام‌ بودند 

گرچه امـروز اغلب طرفداران وسایل زینتی را خانم‌ها تشکیل می‌دهـنـد ولی هزاران سال پـیـش ، مردها بـودنـد که برای اولیـن بار با برگ درختان ، موهایشان را زیـنـت ‌دادند . 3 هزار سال پیش از میلاد مسیح ، هنـرمنـدان سرزمین فـراعـنـه اولین کسانی بـودنـد که طلا را کشف کردنـد و چـون چکش‌خور خوبی داشت ، از آن برای فراعنه تاج و گردن‌ بند ساختند .


1400 سال پیش از میلاد مسیح، در یونان باستان ، مرواریدهای زیبا به شکل‌ گل و صدف و پروانه تراش خورد. هزار و 100 سال بعد ، یعنی دقیقا 300 سال پیش از تولد مسیح ، یونانیان دست به ساخت زیورآلات چند رنگ زدند و در این میان از زمـرد ، عقیق سرخ ، لعل کبـود و مروارید استفاده کردند. آنها سنگ‌های رنگی ، شیشه و مینا را هم در کارهای خود به کار بردند .


طلای معـروف ایتالیا 8 سال پیش از تولد مسیح به بازار آمد و از آن پس ، آوازه‌ی زیبایی آن طلاها سراسر جهان را پر کرد. در قرن 13 میلادی، استفاده از جواهرات در اروپای باستان متداول شد و می‌شد بـه وفـور لباس‌های اشرافی مملو از جواهرات را بـر تـن زنان دید . این در حالی بـود که در فرانسه، به تن داشتنِ کمربند زینتی و جواهرات برای شهروندان ، ممنوع بـود . با شروع رنسانس در قـرن 14 و کشف راه‌های دریایـی و سرزمیـن‌های جدیـد در آمریکا و استخراج طلا ، استفاده از گردن‌بند و گوشواره و سنجاق لباس در طبقه اشراف رایج شد. در این عصر، زیورآلات بـرای مراسم مذهبی استفاده می‌شد و فقط تاجران قـدرت خریـد آن را داشتند . اما کم‌کم جواهرات هم مانند تمام چیزهای دیگر فراگیر و همگانی شد.طراحی جواهرات به صورت آن‌چه امروز می‌شناسیم، از قرن 16 آغاز شد . تمام زیورآلاتی که برای اولیـن بار در ایتالیا و فـرانسه ساختـه شده هم‌ اکنـون در مـوزه هنـر لنـدن و لوور پـاریـس نگهداری می‌شود. 


• جواهرات رمانتیک

در قرن 17 برای اولین بار حلقـه ، انـگشتـر و زنـجیـر ساعت در فـرانسه ساختـه شد . همـزمان با انقلاب صنعتی در سال 1789 طراحی ، ساخت و فروش جواهرات ممنوع شد و در حدود 3 سال بعد مجددا رواج پیـدا کرد . آغاز شکوفایی جواهرات در اروپا را باید قرن 19 دانست . وقتی ویکتوریا در سال 1837 ملکه‌ی انگلستان شد، جواهرات بیشتر حالتی رمانتیک یا ناسیونالیستی داشتند. با به ‌سلطنت ‌رسیـدن ملکه ویکتوریـا ، آمریکایی‌ها و انگلیسی‌ها هم دست بـه ساخت جـواهـرات زدند.


• گول‌زنک‌های پرخریدار

ایتالیایی‌ها خریداران اصلی سنگ‌های گرانبها و مرواریدهای اصلی شرقی بوده‌اند. تجار ایتالیایی، جواهرات را بـه قیـمـت نازل از شرق می‌خریـدنـد و بـه‌ گزاف بـه اروپاییان می‌فـروخـتـنـد . در میـان جواهرات، مرواریدهای سفید هند و ایران ارزش بالایی داشت . ونیزی‌ها کم‌کم برای آن‌ که فروش و سودشان را بالاتر ببرند به فکر افتادند که سنگ‌های مصنوعی شبیه مروارید بسازند و بـه قیمت پایـیـن‌تـر بـه مردم عادی بـفـروشنـد و سرانجام 1300 سال پـیـش ، با مخلوط کردن پـودر شیشه سفید، سفیده تخم‌مرغ و ماده لزج حلزون ، مروارید مصنوعی ساختند .


• جواهرات مردگان

جواهـرات مردگان با فـوت شاهـزاده آلبرت باب شد . جـواهـرات مـرده ، شامل تمامی سنگ‌های گرانبهای مشکی می‌شد که به صورت تاج روی سر مرده قرار می‌دادند . اطرافیان آنها تا ماه‌ها از هیچ جواهری استفاده نمی‌کردند .


• فانـتـزی ‌تـرها

 از سال 1960 بـه بـعـد ، طراحان جواهرات تصمیم گرفتـنـد از روش ‌ها و طرح های سنتی کمی فاصله بگیـرنـد و فانـتـزی‌ تـر بـشونـد . اولیـن کسانـی که مشتـاقـانه بـه سمـت ایـن جواهرات رفتند ، بازیگـران بنام هالیوود بودند که باعث شدند ایـن سبک از جواهر سازی در تمامی جهان رونـق پـیـدا کنـد . امروز هم می‌توانیـد انواع و اقسام این جواهرات فانتزی را که مخلوطی از طلای زرد (طلا+ آلیاژ برنز)، طلای سفید (طلا+ آلیاژ نقره) و انواع سنگ‌های قیمتی است، بیابید.

۰   | موافقین ۰ | مخالفین ۰ | ۲۲:۰۸ | ۸۷/۰۸/۲۸
جواهر طلا

نظرات ۰  

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی

منوی اصلی

دنبال کنندگان ۵ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید
میکروبلاگینگ
  • شب نوشت
  • بعضی شبها اگه از اون تایمی که باید بخوابم دیرتر بخوابم دیگه خوابم نمیبره و دیگه مغزم offنمیشه، همینجوری میگرده دنبال موضوعات مختلف و تجزیه و تحلیل اتفاقاتِ بی‌‌اهمیت. گاهی هم چند ساعت توی مغزم در حال کَل‌کَل در مورد یه موضوع مسخره با یه شخص خیالی هستم. البته یه مدت سعی میکردم از این همه فسفر سوزی شبانه استفاده‌ی مثبت بکنم تا اینکه کار بجایی رسید که توی خواب برنامه نویسی می‌کردم یا اینکه فرمولهای عجیب غریب اکسل توی ذهنم می‌نوشتم. ولی بَدیِ این کار این بود که اگه به نتایج مهمی میرسیدی تا از رختخواب بلند نمیشدی و محتویات مغزت رو توی کامپیوتر خالی نمیکردی دیگه نمیشد که بخوابی.

    خلاصه امشبم یکی از اون شباست. (خوب بخوابید)

    اگر الان نصفه شبه و هنوز بیدارین یه نگاهی هم به اینجا بندازید.

  • زندگی زیبا می شود
  • روزی هزار بار شکر که دخترم شدی  ،   روزی هزار بار شکر که بابایت شدم

  • تولد دخترم
  • خیلی خوشحالم چون دختر کوچولوم به دنیا اومده.  حس میکنم که زیبا ترین صدایی که تا به حال شندیم صدای نفس های دخترمه.دوستت دارم بابایی...

  • میکروبلاگینگ ۸
  • دیشب خیلی خندیدیم، خدا به خیر بگذرونه. معمولا وقتی زیادی بهم خوش میگذره بلافاصله روزگار تلافیشو سرم در میاره.

  • میکروبلاگینگ ۷
  • گاهی گمان نمی‌کنی ولی خوب میشود

    گاهی نمی‌شود که نمی‌شود 

    گه جور میشود خود آن بی مقدمه

    گه با دو صد مقدمه ناجور می‌شود

    گاهی هزار دوره دعا بی اجابت است

    گاهی نگفته قرعه به نام تو می‌شود

    گاهی گدایِ گدایی و بَخت با تو یار نیست

    گاهی تمام شهر گدایِ تو می‌شود

    گاهی تمام آبیِ این آسمانِ ما

    یکباره تیره گشته و بی رنگ می‌شود

    گویی به خواب بود جوانی مان گذشت

    گاهی چه زود فرصتمان دیر می‌شود

  • میکروبلاگینگ ۶
  • توی بنگاه  نشسته بودیم و از شیشه‌هایِ بخار گرفته سعی میکردیم عبورِ  مبهمِ آدم‌ها رو تماشا کنیم که دوتا مرد اومدن داخل، یکی مُتشخص و خوش صحبت و اون یکی لاغر، کم حَرف و شایدم معتاد. برادرِ خوش صحبت سعی می‌کرد تو این آشفته بازار یه خونه با قیمتِ مناسب برای برادرش پیدا کنه. هرچی قیمت‌هایِ نجومی رو یکی یکی واسش میگفتیم "کم حرف" به سمت در خروجی نزدیک‌تر می‌شد، تا اینکه چند دقیقه‌ی آخر چسبیده بود به شیشه‌ی بخار گرفته. وقتی کارشون تموم شد و چیزی هم براشون پیدا نشد هر دو رفتن و روی شیشه‌ی بخار گرفته نوشته شده بود "EBI".

    خیلی دلم میخواست بدونم توی اون وضعیت کدوم آهنگ اِبی رو زمزمه می‌کرد…

  • میکروبلاگینگ ۵
  • دیروز بَرف پاک کنِ ماشین رو عوض کردم چون دیگه نمیتونستم جلومو ببینم. تازه فهمیدم که رانندگی زیر بارون با کیفیتِ بالایِ تصویر چه لذتی داره.

    پیشنهاد ویژه: برف پاک کن ها رو عوض کنید...

  • میکروبلاگینگ ۴
  • دیشب یکی از شب‌هایِ به یاد ماندنی بود. یه جشن کوچولویِ خانوادگی برای اینکه بفهمیم نی‌نی‌مون دخترهِ یا پسر؟ تا لحظه آخر کسی از نتیجه خبر نداشت بجز خاله‌یِ نی‌نی. تا اینکه در ساعت 10:10 شب بالاخره با ترکوندنِ بادکنکِ مخصوص، همه از خوشحالی ترکیدیم. 

    شمارشِ معکوس ، بووووم ، روبان‌هایِ صورتی 

  • میکروبلاگینگ ٣
  • میگن آدم به مرور زمان میتونه به رازهایِ اعماقِ وجودش پی ببره، یکی از مهمترین رازهایی که تونستم از خودم کشف کنم پیش بینیِ مهمانی‌ها و تجمعات فامیلی،یک روز قبل از وقوعِ اون رویداد هست. یعنی اینکه بدن من این توانایی رو داره که دقیقا یک روز مونده به اون اتفاق بزرگ با علائم خاصی شروعِ اون رویداد بزرگ رو به من اطلاع میده و اون علائم خاص چیست؟ درسته "جوش" . به این صورت که قبل از شروع یه مهمونی خانوادگی چنان جوشی توی صورتم میزنه که بیا و ببین . هرچه مهمانی مهمتر فاصله جوش تا نوک دماغ کمتر. تا کشفیات بعدی... 

  • میکروبلاگینگ ۲
  • ۱- شبِ یلدایِ همگی مبارک. فقط اینو میتونم بگم که دارم میترکم. دیگه هرچیزی که میشُد ما خوردیم خدا بقیشو بخیر بکنه.
    ۲- بالاخره چشممون به جمال برف زمستونی هم روشن شد اونم تو شبِ یلدا.
پربیننده ترین مطالب
محبوب ترین مطالب
Copyright © iranew.com 2005-1019