ایران جدید

تازه های علمی، پزشکی،تغذیه، زیبایی و سلامت

10دستور برای مصرف دارو ها

هر ساله شرکت‌های دارویی، داروهای جدیدی را به پزشکان معرفی می‌کنند.این داروها به‌طور مجـزا می‌تواننـد باعـث بـهبـود بیـماری‌ها شونـد یا دردهای مختلف را تسکین دهنـد ، اما استفاده همزمان از همیـن داروهای مفیـد می‌توانـد مضر و حتی مرگبار باشد . بنابـرایـن اگر می‌خواهیـد از داروهای بدون نسخه استفاده کنید بد نیست به این موارد نگاهی داشته باشید :  
1 - به پزشک خود بگویید چه داروهایی مصرف می‌کنید . این مسئله بـه پـزشک شما کمک می‌کنـد تا دیدگاه بـهتـری نسبت به تاریخچه پزشکی شما پیدا کنـد . فایـده ایـن قضیـه پـرهیـز پـزشک از تجویـز داروهایی اسـت که ممکن است با داروهای دیگر تداخل اثر داشته باشند، بخصوص اگر شما همزمان توسط چند پزشک مختلف تحت درمان باشید. در ایـن موارد هم بـرای شما و هم بـرای پـزشکتان لازم اسـت که دربـاره داروهای تجویـز و مصـرف شده اطلاعات مورد نیاز را رد و بدل کنید .

 2 - ‌برنامه مصرف داروها را بنویسید . در یک برگه ، تعداد و مقدار داروهای مصرفی خود در شبانه روز را بنویسید . سعی کنید همه چیز دقیقا مشخص باشد . در ایـن بـرگه ، عوارض جانبی شایع و روش نگهداری هـر دارو را نیـز از روی بروشور مشخصات دارو یادداشت کنید . البته اغلب داروها را باید در محیط خشک و خنک و به دور از یخ زدگی نگهداری کنید. جالب اینکه بر خلاف تصور رایج، حمام و آشپزخانه برای نگهداری داروها محیط مناسبی نیستنـد چرا که حرارت و رطوبـت می‌توانـد باعـث فساد داروها و کاهش تأثیـر آنها شود .

3 - پرهیز آگاهانه می دانیـد چطور ممکن است آب گریـپ فـروت با آن ‌همه خاصیت، برایتان مضـر باشد ؟ آب گریـپ فروت با اثر برخی داروها تداخل می کنـد و به همیـن دلیل مصـرف همزمان آنها با هم ، می تواند مضر باشد ، مثلا مصرف هم زمان داروهای ضد کلسترول از خانواده‌ی استاتین‌ها (مثل لواستاتین و آتروواستاتین) ، با آب گریپ‌فروت تداخل ایجاد می‌کند . مصرف الکل و کافئین ، بلند کردن بارهای سنگین و مصرف داروهای مسکن از قبیل استامینوفن و ایبوپروفن درصورت همزمانی با مصـرف برخی داروها می‌توانند خطرناک باشد . حتما با پزشک خود رو راست باشیـد و دستـورات او را بـرای پرهیـز از برخی غذاها، داروها و فعالیت های مضـر رعایت کنید.

 4 - داروهایتان را با کسی شریک نشوید . در مدرسه بـه ما آمـوزش داده‌انـد که اموالتان را با دیگران تقسیم کنـیـد ، چون باعـث دوستـی و محبت می‌شود . اما وقتـی پای دارو بـه میـان می‌آیـد بهتـر است بـه آمـوزش های دوران مدرسه بی‌توجه باشیم! دو بیـمار می‌توانند دقیقا مقدار مساوی از یـک دارو را مصرف کنند ، ولی یک نفر از آنها کمی خواب آلـود می‌شود و دومی بـه کُما می‌رود . نحوه عملکـرد دارو در بـدن ، از فـردی به فـرد دیگر متفاوت است . دارو برای هر فـرد به‌طور اختصاصی تجویـز می‌شود ، بنابرایـن هرگز داروی خود را با کسی شریک نشویـد و از داروی افـراد دیگر استفاده نکنیـد ، چون ممکن است عـوارض مـرگبـاری داشته باشد . اگر هم عوارضی بروز نکند ، مطمئنا تأثیر درمانی دارو به طرز چشمگیری کم خواهد شد .

 5 - ‌صبور باشید . داروهای مختلف از راه های متفاوتی در بدن تأثیر خود را اعمال می‌کنند. برخی از داروها بلافاصله بعـد از مصـرف جذب شده و خیلی سریع تأثیـر خود را نشان می‌دهند ؛ اما تعداد دیگری از داروها دیرتر تأثیـر می‌کنند و بیمار دیرتـر متوجه تأثیـر دارو و بهبـود بیماری خود می‌شود . شایـد خیلی از بیماران فکر کنند که به جای صبر کردن ، بایـد دوز (مقدار) دارو را بیشتـر کنند تا دارو سریع تـر اثـر کند . بیمار باید بداند که برخی از داروها دیرتر اثـر می‌کنند و باید حتما بـرای دریافت بهتریـن نتیجه درمانی ، کمی صبور باشد .

6 - داروهای تاریخ مصرف گذشته را دور بریزید. هرگز داروهای تاریخ مصرف گذشته را در جعبه ی داروها نگه ندارید و به‌محض انقضای تاریخ مصرف دارو، بدون تردید آن‌را دور بریزید. برخی از داروها بعد از گذشت تاریخ مصرف ، به دلیل واکنش‌های شیمیایی می‌توانند باعث مسمومیت بیمار شوند .

 7 - داروها را در تاریکی مصرف نکنید. اگر نـور محیط آنقدر کم است که نمی‌توانید برچسب روی دارو را بخوانید ، دارو را مصرف نکنید ، بـه خصـوص اگر همـه داروها را در یک محل نـگهـداری می‌کنـیـد . در چنـیـن شرایطی احتمال اشتبـاه داروها با هم بسیـار زیـاد است ، مثلا ممکن است بـه جای 2 عدد استامینوفـن ، 2 عدد از داروی دیگـری مصـرف شود که عوارض خطرناکی را به دنبال خواهد داشت . پس هـر زمان که خواستیـد دارویی را مصرف کنید ، دقیقا مطمئن شوید که همان دارو را به دهان می‌برید .

 8 - قرص را نجوید ، نشکنید و خرد نکنید . بزرگ بـودن برخی از قـرص ها بیـمار را به فکـر شکستن یا خرد کردن قرص می‌اندازد تـا مصرف آن راحت‌تـر باشد ، اما همیـن کار باعث می‌شود تا بخشی از دارو سریع تـر از بخش‌های دیگـر جذب شود و طبعا تأثیر دارو دچار اختلال خواهد شد . حتی احتمال دارد وضعیتی شبیه دوز بیش از حد دارو ایجاد شود .

 9 - لیست داروهای خود را همراه داشته باشید . اگر داروهای زیادی مصـرف می‌کنیـد، فهرستی از نام و مقـدار مصـرف آنها را در جیـب خود داشته باشید تا اگر احیانا بیـرون از منزل دچار یک وضعیت اورژانسی شدید، بتوانید به تیم پزشکی درباره داروهایی که مصرف می‌کنید، توضیح دهید . چنین فهرستی در ملاقات با پزشک هم مفید خواهد بود چون بدین ترتیب ، دیگر نام و دوز داروهای مصرفی را فراموش نخواهید کرد .

 10 - بیشتر ، همیشه بهتر نیست . بعضی وقـت ها که خیلی بدحال هستیـد ، شایـد استفاده از مقدار بیشتـر دارو شما را وسوسه کند ، اما به یاد داشته باشید که این کار مفید نبـوده و حتی در برخی موارد خطرناک خواهد بود . به این نکته مهم توجه داشته باشید که بسیاری از اوقات، بدحالی و ضعف شما به دلیل استرس یا تغذیه نادرست است . در چنیـن شرایطی شایـد بـهبـود تغـذیـه و شرایط روحی و ذهنی مفیدتـر از مصـرف انواع و اقسام قرص و دارو باشد ، بنابراین همواره در اولین گزینه به سراغ دارو نروید . اگر هم وضعیـت بیـماری شما به گونه‌ای است که بایـد از داروهای خاصی استفاده کنید ، بهترین کار مشورت با پزشک است . اما اگـر امکان چنـیـن مشورتی وجود ندارد و شما درباره مقـدار دارو اطمینان داریـد ، دوز دارو را بیشتر نکنید .
۰   | ۰ | ۱۶۴ | ۸۷/۰۹/۲۲ | محمد لطیفی
دارو عوارض مصرف

نظرات ۰  

هيچ نظري هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
تجدید کد امنیتی

منوي اصلي

ميکروبلاگينگ
  • هندزفری
  • آقا من کماکان با قدرت بر این باور هستم که یه نفر وقتی ما حواسِمون نیست میاد سیم هندزفری‌مونو گره میزنه در میره.

    ۰   | ۰ | ۱۹ | ۹۸/۰۹/۲۰ | محمد لطیفی
  • کودکانِ بدون آزادی
  • خودِ واقعیِ هر یک از ما کودکِ‌کوچکی است که هنوز رشد نیافته. گاهی اوقات وقتی به ما خوش می‌گذرد یا داریم بازی می‌کنیم، وقتی احساس شادی می‌کنیم، وقتی نقاشی می‌کنیم، یا شعر می‌نویسیم، یا پیانو می‌زنیم ، یا به هر طریقی احساسات خود را بیان می‌کنیم این کودک بیرون می‌آید.اینها شادمانه‌ترین لحظاتِ زندگیِ ما هستند. وقتی خودِ واقعیِ ما بیرون می‌آید، وقتی به گذشته نمی‌اندیشیم و دلواپس آینده نیستیم. آن‌وقت شبیه بچه‌ها می‌شویم.

    اما یک چیز هست که همهٔ اینها را عوض می‌کند، وما به آن مسئولیت می‌گوئیم. جامعه می‌گوید «صبر کن، تو مسئولی، وظایفی داری که باید انجام بدهی،باید کار کنی،باید مدرسه بروی،باید زندگی را اداره کنی.»همهٔ این مسئولیت ها به ذهن هجوم می‌آورند. آنوقت چهرهٔ ما عوض می‌شود و دوباره جدی می‌شویم.

    اگر وقتی که بچه‌ها ادای بزرگتر‌ها را در می‌آورند نگاهشان کنید،می‌بینید که چهره‌شان تغییر می‌کند . میگویند:«مثلاً من یک وکیل هستم»، آنوقت صورت جدی یک آدم بزرگ را به خود می‌گیرند. ما به دادگاه می‌رویم و همان چهره را در آنجا می‌بینیم و این همان است که هستیم. ما هنوز بچه ایم،اما آزادی خود را از دست داده‌ایم.

    بخشی از کتاب چهار میثاق (نویسنده: دون میگوئل روئیز)

    ۱   | ۲ | ۳۷ | ۹۸/۰۹/۰۸ | محمد لطیفی
  • سرکشیِ دولت در جیب مردم
  • وزیرِ تعاون: چه تمام کسانی که کمک هزینه معیشت دریافت کرده‌‌اند و چه کسانی که دریافت نکرده‌‌اند و اعتراض کرده‌‌اند تا آخرِ ماه بایستی این مجوز رو به دولت بدهند که دولت در تمام حسابهایِ بانکیِ آنها سرکشی کند، در غیرِ اینصورت کمک هزینه قطع خواهد شد!

    این هم خبرِ جدیدِ امروز که از زبان وزیر تعاون شنیدیم. دیگه واقعا نمی‌دونم چی باید گفت از طرفی ۵۰ هزارتومان اصلاً ارزش این رو نداره که اجازه بدی هرکسی دلش خواست بیاد و حسابهایِ بانکیت رو بررسی بکنه و از طرفِ دیگه هم خیلی از افراد هستند که واقعاً زیر این فشارِ سنگینِ گرانی و تورم دارن له می‌شن، مثل کارگرانی که ۵ یا ۶ ماههِ حقوق نگرفتن و چه بسا اونهایی که حقوق هم گرفتن مشکلات مالی زیادی دارن.

    با وجود این اوضاع احتمالاً تا چند ماه دیگه باید به دولت اجازه بدیم هرچقدر پول احتیاج داره خودش از حسابمون برداشت کنه.

    کاش مسئولین کمی هم برای مردم حُرمت و ارزش قائل بودند و بجای تفره رفتن از پرداختِ حق مردم و سَرک کشیدن در خصوصی‌ترین مسائلِ اونها پای حرفِ دلِ مردم و شنیدنِ مشکلاتشان می‌نشستند.

    ۱   | ۱ | ۴۰ | ۹۸/۰۹/۰۵ | محمد لطیفی
  • زیر ساختِ افتضاح
  • متاسفانه بعد از اتفاقاتِ اخیر و قطع شدنِ اینترنتِ بین المللی خیلی‌ها با مشکلاتِ جدی مواجه شدن مثل دسترسی به ایمیل‌ها و شبکه‌های اجتماعی و... متاسفانه ما حتی یک موتور جستجوی بومی هم نداریم که لااقل سایت‌های داخلی رو جستجو کنیم. البته دوستان چنتا معرفی کردن مثل: یوز (که اصلا باز نمیشه)، پارسی جو(که فقط نتایج ویکی‌پدیا رو نشون میده)، سلام (که ظاهرا تعطیله) و... 

    ۰   | ۰ | ۴۵ | ۹۸/۰۸/۲۸ | محمد لطیفی
  • شب نوشت
  • بعضی شبها اگه از اون تایمی که باید بخوابم دیرتر بخوابم دیگه خوابم نمیبره و دیگه مغزم offنمیشه، همینجوری میگرده دنبال موضوعات مختلف و تجزیه و تحلیل اتفاقاتِ بی‌‌اهمیت. گاهی هم چند ساعت توی مغزم در حال کَل‌کَل در مورد یه موضوع مسخره با یه شخص خیالی هستم. البته یه مدت سعی میکردم از این همه فسفر سوزی شبانه استفاده‌ی مثبت بکنم تا اینکه کار بجایی رسید که توی خواب برنامه نویسی می‌کردم یا اینکه فرمولهای عجیب غریب اکسل توی ذهنم می‌نوشتم. ولی بَدیِ این کار این بود که اگه به نتایج مهمی میرسیدی تا از رختخواب بلند نمیشدی و محتویات مغزت رو توی کامپیوتر خالی نمیکردی دیگه نمیشد که بخوابی.

    خلاصه امشبم یکی از اون شباست. (خوب بخوابید)

    اگر الان نصفه شبه و هنوز بیدارین یه نگاهی هم به اینجا بندازید.

    ۰   | ۰ | ۷۳ | ۹۸/۰۸/۱۲ | محمد لطیفی
  • زندگی زیبا می شود
  • روزی هزار بار شکر که دخترم شدی  ،   روزی هزار بار شکر که بابایت شدم

    ۰   | ۰ | ۲۳۸ | ۹۸/۰۴/۰۲ | محمد لطیفی
  • تولد دخترم
  • خیلی خوشحالم چون دختر کوچولوم به دنیا اومده.  حس میکنم که زیبا ترین صدایی که تا به حال شندیم صدای نفس های دخترمه.دوستت دارم بابایی...

    ۰   | ۰ | ۳۰۲ | ۹۸/۰۲/۳۰ | محمد لطیفی
  • میکروبلاگینگ هشت
  • دیشب خیلی خندیدیم، خدا به خیر بگذرونه. معمولا وقتی زیادی بهم خوش میگذره بلافاصله روزگار تلافیشو سرم در میاره.

    ۰   | ۰ | ۴۴۹ | ۹۷/۱۱/۱۸ | محمد لطیفی
  • میکروبلاگینگ هفت
  • گاهی گمان نمی‌کنی ولی خوب میشود
    گاهی نمی‌شود که نمی‌شود 
    گه جور میشود خود آن بی مقدمه
    گه با دو صد مقدمه ناجور می‌شود
    گاهی هزار دوره دعا بی اجابت است
    گاهی نگفته قرعه به نام تو می‌شود
    گاهی گدایِ گدایی و بَخت با تو یار نیست
    گاهی تمام شهر گدایِ تو می‌شود
    گاهی تمام آبیِ این آسمانِ ما
    یکباره تیره گشته و بی رنگ می‌شود
    گویی به خواب بود جوانی مان گذشت
    گاهی چه زود فرصتمان دیر می‌شود

    ۰   | ۰ | ۴۱۳ | ۹۷/۱۱/۱۴ | محمد لطیفی
  • میکروبلاگینگ شش
  • توی بنگاه  نشسته بودیم و از شیشه‌هایِ بخار گرفته سعی میکردیم عبورِ  مبهمِ آدم‌ها رو تماشا کنیم که دوتا مرد اومدن داخل، یکی مُتشخص و خوش صحبت و اون یکی لاغر، کم حَرف و شایدم معتاد. برادرِ خوش صحبت سعی می‌کرد تو این آشفته بازار یه خونه با قیمتِ مناسب برای برادرش پیدا کنه. هرچی قیمت‌هایِ نجومی رو یکی یکی واسش میگفتیم "کم حرف" به سمت در خروجی نزدیک‌تر می‌شد، تا اینکه چند دقیقه‌ی آخر چسبیده بود به شیشه‌ی بخار گرفته. وقتی کارشون تموم شد و چیزی هم براشون پیدا نشد هر دو رفتن و روی شیشه‌ی بخار گرفته نوشته شده بود "EBI".

    خیلی دلم میخواست بدونم توی اون وضعیت کدوم آهنگ اِبی رو زمزمه می‌کرد…

    ۰   | ۰ | ۴۴۸ | ۹۷/۱۰/۲۳ | محمد لطیفی
پربيننده ترين مطالب
محبوب ترين مطالب
Copyright © iranew.com 2005-2019