ایران جدید

تازه های علمی، پزشکی،تغذیه، زیبایی و سلامت

همه چیز در باره عمل لوزه ها

جراحی برای برداشتن لوزه ها شایعترین عمل جراحی کودکان است.لوزه ها قسمتی از بافت ایمنی بدن هستند. وجود لوزه ها از زمان تولد تا حدود شش ماهگی ضروری است . در شش ماهگی سیستم ایمنی بدن آنچنان گسترش یافته است که بودن یا نبودن لوزه مثل برداشتن سطل آبی از یک دریای بزرگ است .

برخورد عوامل میکروبی ومحرک به سلولهای ایمنی موجود در لوزه باعث بزرگ شدن لوزه ها می شود وبزرگی لوزه های کامی (که از طریق دهان قابل رویت هستند ) و لوزه سوم ( که در خلف بینی واقع شده ) باعث مشکلات متعددی میشود.

 از جمله:

 1 - بزرگی لوزه ها باعث میشود تنفس فرد دهانی شود یعنی نتواند از بینی نفس بکشد.و این امر خود باعث خرخر شبانه و تغییر حالت استخوان فک هامی شود. ضمناً هوا بجای اینکه از بینی عبور کرده گرم و مرطوب و تمیز شده و به حلق برسد، مستقیماً به حلق رسیده وباعث تحریک مزمن گلو می گردد.


 2 - بزرگی لوزه ها می تواند باعث عفونت های مکرر گوش میانی و سینوس ها گردد.


 3 - بزرگی لوزه ها مانع تغذیه مناسب کودک و همینطور اکسیژن رسانی می شود واین دو عامل خود باعث میشوند که رشد فیزیکی کودک با مشکل مواجه شود .


 4 - گاهی اوقات لوزه ها مکرراً دچار عفونت چرکی می شوند که البته در چنین حالتی ممکن است بدنبال عفونت های چرکی مکرر اندازه لوزه ها حتی از حالت معمول هم کوچکتر شود اما جدای از اندازه آنهاچون بعنوان کانون عفونت عمل می کنند مضر می باشند.


 5 - بزرگی لوزه ها بخصوص لوزه سوم می تواند باعث تجمع مایع در پشت پرده گوش ها شود که این امر به نوبه خود می تواند مشکلاتی را برای کودک ایجاد کند. با توجه به موارد فوق می بینیم لوزه هایی که خود باید باعث سلامتی ما باشند در موارد کمی باعث بروز مشکلاتی می شوند و در چنین مواردی است که ما توصیه می کنیم باید لوزه ها برداشته شوند.


 متاسفانه بعضی از والدین با این استدلال که با بزرگ شدن کودک مشکلات وی برطرف میشود سعی می کنند از عمل لوزه های کودکشان اجتناب نمایند حال آنکه چنین افرادی باید بدانند آنها با این کار عوارضی را که بر شمردیم به کودکشان تحمیل میکنند. به عبارت دیگر همه ما مایل هستیم تا آنجائیکه ممکن است کودک ویا عزیزمان تحت عمل جراحی قرارنگیرد اما در چنان حالاتی دیگر حق انتخاب نداریم.


 قبل از عمل از بیمار آزمایش خون بعمل خواهد آمد . روز عمل بیمار ناشتا خواهد بود. عمل حدود نیم ساعت بطول می انجامد.ودرپایان همان روزنیز بیمار مرخص خواهدشد یعنی نیازی به خوابیدن در مرکز جراحی نخواهد بود ولی چنانچه والدین بیمار مایل باشند خوابیدن بیماروترخیص روزبعد منعی نخواهد داشت .


 نکاتی که باید بدانید

 1 – بیمارتا شش ساعت بعد از عمل از خوردن وآشامیدن اجتناب نماید .


 2 – رژیم غذایی تا 10 روز بعد از عمل باید هم نرم وهم سرد باشد به عبارت ساده تر غذاهای سفت یا داغ ممنوع است .


 3 – بیمارممکن است روز دوم تا5/38 درجه تب کند . این امر طبیعی است .


4 – بیمار بعد از عمل به دلیل درد مختصری که شاید هنگام بلع داشته باشد ممکن است کمتر غذا بخورد . لازم است بدانید غذاخوردن باعث می شود زخم سریعترالتیام پیدا کند . لذا بیمار رابه غذا خوردن تشویق نمایید .


 5 – بعد از عمل ، بخصوص روزهای پنجم وششم ممکن است بیمارکمی گوش درد داشته باشد که ناشی از حس دهی مشترک گوش وحلق است وارتباطی به خود گوش ندارد .


 6 – از روز دوم به بعد در محل لوزه ها یک قشر خاکستری ایجاد میشود . این قشر خاکستری لخته فیبرین است وقسمتی از روند التیامی است. کسانی که به این مسئله آگاه نباشند ممکن است به غلط آنرا چرک بپندارند .


 7 – بوی بد دهان تاچند روز بعد از عمل طبیعی است وبدلیل چرک کردن محل عمل نیست .

۰   | ۰ | ۱۷۰ | ۸۷/۱۱/۰۶ | محمد لطیفی
عمل لوزه

نظرات ۰  

هيچ نظري هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
تجدید کد امنیتی

منوي اصلي

ميکروبلاگينگ
  • هندزفری
  • آقا من کماکان با قدرت بر این باور هستم که یه نفر وقتی ما حواسِمون نیست میاد سیم هندزفری‌مونو گره میزنه در میره.

    ۰   | ۰ | ۱۹ | ۹۸/۰۹/۲۰ | محمد لطیفی
  • کودکانِ بدون آزادی
  • خودِ واقعیِ هر یک از ما کودکِ‌کوچکی است که هنوز رشد نیافته. گاهی اوقات وقتی به ما خوش می‌گذرد یا داریم بازی می‌کنیم، وقتی احساس شادی می‌کنیم، وقتی نقاشی می‌کنیم، یا شعر می‌نویسیم، یا پیانو می‌زنیم ، یا به هر طریقی احساسات خود را بیان می‌کنیم این کودک بیرون می‌آید.اینها شادمانه‌ترین لحظاتِ زندگیِ ما هستند. وقتی خودِ واقعیِ ما بیرون می‌آید، وقتی به گذشته نمی‌اندیشیم و دلواپس آینده نیستیم. آن‌وقت شبیه بچه‌ها می‌شویم.

    اما یک چیز هست که همهٔ اینها را عوض می‌کند، وما به آن مسئولیت می‌گوئیم. جامعه می‌گوید «صبر کن، تو مسئولی، وظایفی داری که باید انجام بدهی،باید کار کنی،باید مدرسه بروی،باید زندگی را اداره کنی.»همهٔ این مسئولیت ها به ذهن هجوم می‌آورند. آنوقت چهرهٔ ما عوض می‌شود و دوباره جدی می‌شویم.

    اگر وقتی که بچه‌ها ادای بزرگتر‌ها را در می‌آورند نگاهشان کنید،می‌بینید که چهره‌شان تغییر می‌کند . میگویند:«مثلاً من یک وکیل هستم»، آنوقت صورت جدی یک آدم بزرگ را به خود می‌گیرند. ما به دادگاه می‌رویم و همان چهره را در آنجا می‌بینیم و این همان است که هستیم. ما هنوز بچه ایم،اما آزادی خود را از دست داده‌ایم.

    بخشی از کتاب چهار میثاق (نویسنده: دون میگوئل روئیز)

    ۱   | ۲ | ۳۷ | ۹۸/۰۹/۰۸ | محمد لطیفی
  • سرکشیِ دولت در جیب مردم
  • وزیرِ تعاون: چه تمام کسانی که کمک هزینه معیشت دریافت کرده‌‌اند و چه کسانی که دریافت نکرده‌‌اند و اعتراض کرده‌‌اند تا آخرِ ماه بایستی این مجوز رو به دولت بدهند که دولت در تمام حسابهایِ بانکیِ آنها سرکشی کند، در غیرِ اینصورت کمک هزینه قطع خواهد شد!

    این هم خبرِ جدیدِ امروز که از زبان وزیر تعاون شنیدیم. دیگه واقعا نمی‌دونم چی باید گفت از طرفی ۵۰ هزارتومان اصلاً ارزش این رو نداره که اجازه بدی هرکسی دلش خواست بیاد و حسابهایِ بانکیت رو بررسی بکنه و از طرفِ دیگه هم خیلی از افراد هستند که واقعاً زیر این فشارِ سنگینِ گرانی و تورم دارن له می‌شن، مثل کارگرانی که ۵ یا ۶ ماههِ حقوق نگرفتن و چه بسا اونهایی که حقوق هم گرفتن مشکلات مالی زیادی دارن.

    با وجود این اوضاع احتمالاً تا چند ماه دیگه باید به دولت اجازه بدیم هرچقدر پول احتیاج داره خودش از حسابمون برداشت کنه.

    کاش مسئولین کمی هم برای مردم حُرمت و ارزش قائل بودند و بجای تفره رفتن از پرداختِ حق مردم و سَرک کشیدن در خصوصی‌ترین مسائلِ اونها پای حرفِ دلِ مردم و شنیدنِ مشکلاتشان می‌نشستند.

    ۱   | ۱ | ۴۰ | ۹۸/۰۹/۰۵ | محمد لطیفی
  • زیر ساختِ افتضاح
  • متاسفانه بعد از اتفاقاتِ اخیر و قطع شدنِ اینترنتِ بین المللی خیلی‌ها با مشکلاتِ جدی مواجه شدن مثل دسترسی به ایمیل‌ها و شبکه‌های اجتماعی و... متاسفانه ما حتی یک موتور جستجوی بومی هم نداریم که لااقل سایت‌های داخلی رو جستجو کنیم. البته دوستان چنتا معرفی کردن مثل: یوز (که اصلا باز نمیشه)، پارسی جو(که فقط نتایج ویکی‌پدیا رو نشون میده)، سلام (که ظاهرا تعطیله) و... 

    ۰   | ۰ | ۴۵ | ۹۸/۰۸/۲۸ | محمد لطیفی
  • شب نوشت
  • بعضی شبها اگه از اون تایمی که باید بخوابم دیرتر بخوابم دیگه خوابم نمیبره و دیگه مغزم offنمیشه، همینجوری میگرده دنبال موضوعات مختلف و تجزیه و تحلیل اتفاقاتِ بی‌‌اهمیت. گاهی هم چند ساعت توی مغزم در حال کَل‌کَل در مورد یه موضوع مسخره با یه شخص خیالی هستم. البته یه مدت سعی میکردم از این همه فسفر سوزی شبانه استفاده‌ی مثبت بکنم تا اینکه کار بجایی رسید که توی خواب برنامه نویسی می‌کردم یا اینکه فرمولهای عجیب غریب اکسل توی ذهنم می‌نوشتم. ولی بَدیِ این کار این بود که اگه به نتایج مهمی میرسیدی تا از رختخواب بلند نمیشدی و محتویات مغزت رو توی کامپیوتر خالی نمیکردی دیگه نمیشد که بخوابی.

    خلاصه امشبم یکی از اون شباست. (خوب بخوابید)

    اگر الان نصفه شبه و هنوز بیدارین یه نگاهی هم به اینجا بندازید.

    ۰   | ۰ | ۷۳ | ۹۸/۰۸/۱۲ | محمد لطیفی
  • زندگی زیبا می شود
  • روزی هزار بار شکر که دخترم شدی  ،   روزی هزار بار شکر که بابایت شدم

    ۰   | ۰ | ۲۳۸ | ۹۸/۰۴/۰۲ | محمد لطیفی
  • تولد دخترم
  • خیلی خوشحالم چون دختر کوچولوم به دنیا اومده.  حس میکنم که زیبا ترین صدایی که تا به حال شندیم صدای نفس های دخترمه.دوستت دارم بابایی...

    ۰   | ۰ | ۳۰۲ | ۹۸/۰۲/۳۰ | محمد لطیفی
  • میکروبلاگینگ هشت
  • دیشب خیلی خندیدیم، خدا به خیر بگذرونه. معمولا وقتی زیادی بهم خوش میگذره بلافاصله روزگار تلافیشو سرم در میاره.

    ۰   | ۰ | ۴۴۹ | ۹۷/۱۱/۱۸ | محمد لطیفی
  • میکروبلاگینگ هفت
  • گاهی گمان نمی‌کنی ولی خوب میشود
    گاهی نمی‌شود که نمی‌شود 
    گه جور میشود خود آن بی مقدمه
    گه با دو صد مقدمه ناجور می‌شود
    گاهی هزار دوره دعا بی اجابت است
    گاهی نگفته قرعه به نام تو می‌شود
    گاهی گدایِ گدایی و بَخت با تو یار نیست
    گاهی تمام شهر گدایِ تو می‌شود
    گاهی تمام آبیِ این آسمانِ ما
    یکباره تیره گشته و بی رنگ می‌شود
    گویی به خواب بود جوانی مان گذشت
    گاهی چه زود فرصتمان دیر می‌شود

    ۰   | ۰ | ۴۱۳ | ۹۷/۱۱/۱۴ | محمد لطیفی
  • میکروبلاگینگ شش
  • توی بنگاه  نشسته بودیم و از شیشه‌هایِ بخار گرفته سعی میکردیم عبورِ  مبهمِ آدم‌ها رو تماشا کنیم که دوتا مرد اومدن داخل، یکی مُتشخص و خوش صحبت و اون یکی لاغر، کم حَرف و شایدم معتاد. برادرِ خوش صحبت سعی می‌کرد تو این آشفته بازار یه خونه با قیمتِ مناسب برای برادرش پیدا کنه. هرچی قیمت‌هایِ نجومی رو یکی یکی واسش میگفتیم "کم حرف" به سمت در خروجی نزدیک‌تر می‌شد، تا اینکه چند دقیقه‌ی آخر چسبیده بود به شیشه‌ی بخار گرفته. وقتی کارشون تموم شد و چیزی هم براشون پیدا نشد هر دو رفتن و روی شیشه‌ی بخار گرفته نوشته شده بود "EBI".

    خیلی دلم میخواست بدونم توی اون وضعیت کدوم آهنگ اِبی رو زمزمه می‌کرد…

    ۰   | ۰ | ۴۴۸ | ۹۷/۱۰/۲۳ | محمد لطیفی
پربيننده ترين مطالب
محبوب ترين مطالب
Copyright © iranew.com 2005-2019