ایران جدید

تازه های علمی، پزشکی،تغذیه، زیبایی و سلامت

چند نکته مهم درباره پیاده‌روی

احتیاجى نیست حتماً عضو کلاسهاى ژیمناستیک یا ایروبیک باشید تا لاغر شوید. بلکه پیاده روى مى تواند براى کاهش وزن شما بهترین انتخاب باشد.  و نکته مهمتر اینکه مى توانید این ورزش را هر جا که دلتان خواست، انجام دهید و با این کار مقدار زیادى از کالرى اضافى بدن خود را بسوزانید. نیم ساعت (۳۰ دقیقه) پیاده روى روى یک زمین صاف و در یک هواى سالم و تمیز، ۷۵ تا ۱۰۰ کالرى نیاز دارد.و چنانچه از کوه یا زمین هاى داراى پستى و بلندى براى پیاده روى استفاده کنید ۲۰۰ تا ۲۵۰ کالرى خواهید سوزاند.

اقدمات یک پیاده روى خوب:

ابتدا کفشى انتخاب کنید که کاملاً اندازه و مناسب باشد. تنها وسیله اى که شما براى این ورزش نیاز دارید یک جفت کفش ورزشى مناسب است و راحت بودن پا در آنها بسیار مهم است، زیرا هر قدر پاى شما در کفش راحت تر باشد، بیشتر و بهتر مى توانید راه بروید.

وقتى که براى خرید کفش به مغازه مى روید، جورابى را که قصد دارید هنگام پیاده روى پا کنید با خود ببریدو بپوشید.چرا که در غیر این صورت کفشى را که انتخاب مى کنید احتمالاً مناسب پایتان نخواهد بود.

موقع خرید، هر دو کفش پاى چپ و راست را امتحان کنید زیرا اندازه پاهاى انسان معمولاً یکى نیست و گاهى یک پا از دیگرى کمى بزرگتر است.

کفشى انتخاب کنید که به اندازه عرض یک انگشت شصت، بین انگشتان پاى شما و جلوى کفش فاصله داشته باشد. زیرا هنگام راه رفتن، پا در کفش عرق مى کند؛ ضمن اینکه حتماً مطمئن شوید پاشنه آن شما را اذیت نمى کند، زیرا اگر چنین حالتى باشد، پاى شما تاول خواهد زد.


 شیوه هاى زیر را هنگام راه رفتن رعایت کنید:

کاملاً راست و صاف بایستید. شانه هاى خود را آزاد و راحت بگذارید. به جلوى خود مستقیم نگاه کنید و سرتان مستقیم روبرو باشد و چنانچه مى خواهید جلوى پاى خود را نگاه کنید، سرتان را تکان ندهید بلکه با حرکت چشم جلوى خود را نگاه کنید.


نگذارید بازوهایتان حرکت کنند زیرا در این صورت کمتر عرق مى کنید و میزان سوختن کالرى در بدن شما نیز ۱۵ درصد افزایش پیدا مى کند.


هنگام راه رفتن از وزنه و دمبل استفاده نکنید، زیرا باعث کشش عضلات کمر و پاهاى شما مى شود که مشکل آفرین است.


چنانچه در شب قصد پیاده روى دارید، حتماً لباس راحتى بپوشید که رنگ انعکاسى داشته باشد و وقتى هوا گرم است حتماً قبل از شروع پیاده روى و بعد از آن یک لیوان بزرگ آب خنک بنوشید و چنانچه سابقه زانودرد یا پیچیدگى پا دارید، آن منطقه را با یک باندمحکم ببندید تا آسیب نبیند.

۰   | موافقین ۰ | مخالفین ۰ | ۱۰:۵۳ | ۸۸/۰۱/۰۸
سلامتی پیاده روی

نظرات ۰  

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی

منوی اصلی

دنبال کنندگان ۴ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید
میکروبلاگینگ
  • زندگی زیبا می شود
  • روزی هزار بار شکر که دخترم شدی  ،   روزی هزار بار شکر که بابایت شدم

  • تولد دخترم
  • خیلی خوشحالم چون دختر کوچولوم به دنیا اومده.  حس میکنم که زیبا ترین صدایی که تا به حال شندیم صدای نفس های دخترمه.دوستت دارم بابایی...

  • میکروبلاگینگ ۸
  • دیشب خیلی خندیدیم، خدا به خیر بگذرونه. معمولا وقتی زیادی بهم خوش میگذره بلافاصله روزگار تلافیشو سرم در میاره.

  • میکروبلاگینگ ۷
  • گاهی گمان نمی‌کنی ولی خوب میشود

    گاهی نمی‌شود که نمی‌شود 

    گه جور میشود خود آن بی مقدمه

    گه با دو صد مقدمه ناجور می‌شود

    گاهی هزار دوره دعا بی اجابت است

    گاهی نگفته قرعه به نام تو می‌شود

    گاهی گدایِ گدایی و بَخت با تو یار نیست

    گاهی تمام شهر گدایِ تو می‌شود

    گاهی تمام آبیِ این آسمانِ ما

    یکباره تیره گشته و بی رنگ می‌شود

    گویی به خواب بود جوانی مان گذشت

    گاهی چه زود فرصتمان دیر می‌شود

  • میکروبلاگینگ ۶
  • توی بنگاه  نشسته بودیم و از شیشه‌هایِ بخار گرفته سعی میکردیم عبورِ  مبهمِ آدم‌ها رو تماشا کنیم که دوتا مرد اومدن داخل، یکی مُتشخص و خوش صحبت و اون یکی لاغر، کم حَرف و شایدم معتاد. برادرِ خوش صحبت سعی می‌کرد تو این آشفته بازار یه خونه با قیمتِ مناسب برای برادرش پیدا کنه. هرچی قیمت‌هایِ نجومی رو یکی یکی واسش میگفتیم "کم حرف" به سمت در خروجی نزدیک‌تر می‌شد، تا اینکه چند دقیقه‌ی آخر چسبیده بود به شیشه‌ی بخار گرفته. وقتی کارشون تموم شد و چیزی هم براشون پیدا نشد هر دو رفتن و روی شیشه‌ی بخار گرفته نوشته شده بود "EBI".

    خیلی دلم میخواست بدونم توی اون وضعیت کدوم آهنگ اِبی رو زمزمه می‌کرد…

  • میکروبلاگینگ ۵
  • دیروز بَرف پاک کنِ ماشین رو عوض کردم چون دیگه نمیتونستم جلومو ببینم. تازه فهمیدم که رانندگی زیر بارون با کیفیتِ بالایِ تصویر چه لذتی داره.

    پیشنهاد ویژه: برف پاک کن ها رو عوض کنید...

  • میکروبلاگینگ ۴
  • دیشب یکی از شب‌هایِ به یاد ماندنی بود. یه جشن کوچولویِ خانوادگی برای اینکه بفهمیم نی‌نی‌مون دخترهِ یا پسر؟ تا لحظه آخر کسی از نتیجه خبر نداشت بجز خاله‌یِ نی‌نی. تا اینکه در ساعت 10:10 شب بالاخره با ترکوندنِ بادکنکِ مخصوص، همه از خوشحالی ترکیدیم. 

    شمارشِ معکوس ، بووووم ، روبان‌هایِ صورتی 

  • میکروبلاگینگ ٣
  • میگن آدم به مرور زمان میتونه به رازهایِ اعماقِ وجودش پی ببره، یکی از مهمترین رازهایی که تونستم از خودم کشف کنم پیش بینیِ مهمانی‌ها و تجمعات فامیلی،یک روز قبل از وقوعِ اون رویداد هست. یعنی اینکه بدن من این توانایی رو داره که دقیقا یک روز مونده به اون اتفاق بزرگ با علائم خاصی شروعِ اون رویداد بزرگ رو به من اطلاع میده و اون علائم خاص چیست؟ درسته "جوش" . به این صورت که قبل از شروع یه مهمونی خانوادگی چنان جوشی توی صورتم میزنه که بیا و ببین . هرچه مهمانی مهمتر فاصله جوش تا نوک دماغ کمتر. تا کشفیات بعدی... 

  • میکروبلاگینگ ۲
  • ۱- شبِ یلدایِ همگی مبارک. فقط اینو میتونم بگم که دارم میترکم. دیگه هرچیزی که میشُد ما خوردیم خدا بقیشو بخیر بکنه.
    ۲- بالاخره چشممون به جمال برف زمستونی هم روشن شد اونم تو شبِ یلدا.
  • میکروبلاگینگ ۱
  • ۱- سه روزه سرما خوردم ولی احساس میکنم امروز بهترم
    ۲- گوشیم امروز تصمیم گرفت به اندروید ۸ آپدیت بشه
    ۳- دارم روی قالب سایت کار میکنم
پربیننده ترین مطالب
محبوب ترین مطالب
Copyright © iranew.com 2005-1019