ایران جدید

تازه های علمی، پزشکی،تغذیه، زیبایی و سلامت

همه چیز در باره بیماری اسکیزوفرنیا

در حال حاضر عمدا تنها راه تشخیص بیماری اسکیزوفرنیا، نشانه های بالینی آن است . یعنی علایمی که به وسیله خود بیمار ابراز می شود و یا اطرافیان و پزشک آنها را می بینند یا می شنوند . 

نشانه های بالینی اسکیزوفرنیا عبـارت است از :

 هـذیـان ها - بـاورهـای نادرستـی هستـنـد که نـشانـه ای از سوءتعبـیـر ادراک ها و تجربـیـات است و با واقعیـت وفق نـدارد و با زمینـه هوشی ، فرهنگی و اجتماعی فرد هماهنگ نیست ، اما وی هیچ دلیلی را بر رد آنها نمی پذیرد . بـه طور مثال ممکن است معتقـد باشد که دستگاهی در سر او گذاشته انـد که افکار او را کنترل می کند و بـر آنها فرمان می رانـد .

 توهمات - بـه معنی ادراک حسی بـدون وجود محـرک در عالم بیرون است . یعنی فرد بدون اینکه کسی حرف زده باشد ، صدای او را در گوش خود می شنود . 

تفکر بی سازمان - فرد ممکن است از مسیـر تفکر خود بلغـزد و در موضوعی دیگر که به آن ارتباط ندارد ، سیـر کنـد .

 رفتار بـه شدت آشفته و بی سازمان - ممکن است فـرد به روشی غیر عادی لباس بپـوشد . 

نشانـه های منفی اسکیزوفرنیا - بـه مفهوم کاهـش در کارکردهای طبیعی روانی یا فقدان کامل آنهاست . به طور مثال از دست دادن انگیزه و میل بـه پیشرفـت و مسطح شدن خلق و عاطفه بـه گونـه ای که رویدادهایی که به طور معمول همراه با بار عاطفی هستنـد ، در ایـن بـیـمار هیچ واکنشی را بـرنمی انگیـزد . 

نـشانـه های پنجگانه فـوق بـایـد حداقل 6 ماه تـداوم داشتـه باشد تا تشخیص اسکیزوفرنیا مطرح گردد .

بـیـشتـر محققان و روان پزشکان معتقـدنـد که اسکیزوفرنیا نماینـده اختلالی در مـغـز است که ساختار و یا فیزیولوژی آن را شامل می شود . عوامل روان شناختی و اجتماعی به صـورت عوامل آشکارساز نقش دارند . یعنی عوامل روانی – اجتماعی و رویدادهای ناخوشایند زندگی می توانند این بیماری را که به صورت نهفته است ، آشکار کنند . 

ژن ها بـه یقیـن نقشی را در پیدایـش اسکیزوفرنیا بـر عهده دارند . 

عوامل محیطی و بیماری های ویـروسی و صدمات وارده به جمجمه در شهـرها و استـرس بالای زندگی شهـری هم نقشی در افزایش میزان اسکیزوفرنیا داشته است .

بـرپایـه فرضیات روان شناختی ، بـیـمار می کوشـد تعارض های روانی ، ناتوانی ها و ناکامی های خود را به وسیله انکار واقـعیـت خشن و دردناک و زندگی و زندگی در یک دنیای تخیلی حل کنـد . می تـوان گفت که بیـشتـر بـیـماران اسکیزوفرنیک در آن واحد در دو جهان زندگی می کنـنـد یکی دنیای غیرواقعی و دیگری جهان واقعی .


پایه درمان اسکیزوفرنیا یا بیماری روان گسیختگی را دارو تشکیل می دهد . که به عنوان کلی «ضد روان پریشی» معروف هستند، که سبب تخفیف یا بهبود کامل نشانه هایی همچون توهم ، هذیان، اندیشه و رفتار آشفته می شوند.

بیماری که نشانه های شدید دارند یا احتمال می رود که برای خود یا دیگران خطری پدید آورند ، باید در بیمارستان بستری شوند . در انواع خاصی از این بیماران، درمان با تشنج برقی (الکتروشوک) مفید است .


کاهش فشارهای روانی و کاهش توقع ، سرزنش و انتقاد نسبت به بیمار نیـز در تداوم بهبـود و جلوگیری از بازگشت بیماری موثر است . در حدود 1/4 بیماران پس از نخستیـن حمله بیماری به طور کامل بهبـود می یابند . 1/4 دیگر هم در حد چشمگیـری بهبود می یابنـد ، به طوری که می تواننـد بـه صـورت مستقل به زندگی و کار بپردازند . اما حدود نیمی از بیماران نیاز به کمک دارند تا بتوانند ادامه زندگی بدهند . 

بـرخلاف باور عامـه ، ازدواج نه تنها کمکی به بهبـود حال این بیماران نمی کند ، بلکه عموما سبب وخامت حال آنان نیـز می شود و با توجه بـه جنبـه ژنتیک بیماری احتمال تولد فرزندان مریض وجود دارد .

نظرات ۰  

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی

منوی اصلی

دنبال کنندگان ۵ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید
میکروبلاگینگ
  • شب نوشت
  • بعضی شبها اگه از اون تایمی که باید بخوابم دیرتر بخوابم دیگه خوابم نمیبره و دیگه مغزم offنمیشه، همینجوری میگرده دنبال موضوعات مختلف و تجزیه و تحلیل اتفاقاتِ بی‌‌اهمیت. گاهی هم چند ساعت توی مغزم در حال کَل‌کَل در مورد یه موضوع مسخره با یه شخص خیالی هستم. البته یه مدت سعی میکردم از این همه فسفر سوزی شبانه استفاده‌ی مثبت بکنم تا اینکه کار بجایی رسید که توی خواب برنامه نویسی می‌کردم یا اینکه فرمولهای عجیب غریب اکسل توی ذهنم می‌نوشتم. ولی بَدیِ این کار این بود که اگه به نتایج مهمی میرسیدی تا از رختخواب بلند نمیشدی و محتویات مغزت رو توی کامپیوتر خالی نمیکردی دیگه نمیشد که بخوابی.

    خلاصه امشبم یکی از اون شباست. (خوب بخوابید)

    اگر الان نصفه شبه و هنوز بیدارین یه نگاهی هم به اینجا بندازید.

  • زندگی زیبا می شود
  • روزی هزار بار شکر که دخترم شدی  ،   روزی هزار بار شکر که بابایت شدم

  • تولد دخترم
  • خیلی خوشحالم چون دختر کوچولوم به دنیا اومده.  حس میکنم که زیبا ترین صدایی که تا به حال شندیم صدای نفس های دخترمه.دوستت دارم بابایی...

  • میکروبلاگینگ هشت
  • دیشب خیلی خندیدیم، خدا به خیر بگذرونه. معمولا وقتی زیادی بهم خوش میگذره بلافاصله روزگار تلافیشو سرم در میاره.

  • میکروبلاگینگ هفت
  • گاهی گمان نمی‌کنی ولی خوب میشود

    گاهی نمی‌شود که نمی‌شود 

    گه جور میشود خود آن بی مقدمه

    گه با دو صد مقدمه ناجور می‌شود

    گاهی هزار دوره دعا بی اجابت است

    گاهی نگفته قرعه به نام تو می‌شود

    گاهی گدایِ گدایی و بَخت با تو یار نیست

    گاهی تمام شهر گدایِ تو می‌شود

    گاهی تمام آبیِ این آسمانِ ما

    یکباره تیره گشته و بی رنگ می‌شود

    گویی به خواب بود جوانی مان گذشت

    گاهی چه زود فرصتمان دیر می‌شود

  • میکروبلاگینگ شش
  • توی بنگاه  نشسته بودیم و از شیشه‌هایِ بخار گرفته سعی میکردیم عبورِ  مبهمِ آدم‌ها رو تماشا کنیم که دوتا مرد اومدن داخل، یکی مُتشخص و خوش صحبت و اون یکی لاغر، کم حَرف و شایدم معتاد. برادرِ خوش صحبت سعی می‌کرد تو این آشفته بازار یه خونه با قیمتِ مناسب برای برادرش پیدا کنه. هرچی قیمت‌هایِ نجومی رو یکی یکی واسش میگفتیم "کم حرف" به سمت در خروجی نزدیک‌تر می‌شد، تا اینکه چند دقیقه‌ی آخر چسبیده بود به شیشه‌ی بخار گرفته. وقتی کارشون تموم شد و چیزی هم براشون پیدا نشد هر دو رفتن و روی شیشه‌ی بخار گرفته نوشته شده بود "EBI".

    خیلی دلم میخواست بدونم توی اون وضعیت کدوم آهنگ اِبی رو زمزمه می‌کرد…

  • میکروبلاگینگ پنج
  • دیروز بَرف پاک کنِ ماشین رو عوض کردم چون دیگه نمیتونستم جلومو ببینم. تازه فهمیدم که رانندگی زیر بارون با کیفیتِ بالایِ تصویر چه لذتی داره.

    پیشنهاد ویژه: برف پاک کن ها رو عوض کنید...

  • میکروبلاگینگ چهار
  • دیشب یکی از شب‌هایِ به یاد ماندنی بود. یه جشن کوچولویِ خانوادگی برای اینکه بفهمیم نی‌نی‌مون دخترهِ یا پسر؟ تا لحظه آخر کسی از نتیجه خبر نداشت بجز خاله‌یِ نی‌نی. تا اینکه در ساعت 10:10 شب بالاخره با ترکوندنِ بادکنکِ مخصوص، همه از خوشحالی ترکیدیم. 

    شمارشِ معکوس ، بووووم ، روبان‌هایِ صورتی 

  • میکروبلاگینگ سه
  • میگن آدم به مرور زمان میتونه به رازهایِ اعماقِ وجودش پی ببره، یکی از مهمترین رازهایی که تونستم از خودم کشف کنم پیش بینیِ مهمانی‌ها و تجمعات فامیلی،یک روز قبل از وقوعِ اون رویداد هست. یعنی اینکه بدن من این توانایی رو داره که دقیقا یک روز مونده به اون اتفاق بزرگ با علائم خاصی شروعِ اون رویداد بزرگ رو به من اطلاع میده و اون علائم خاص چیست؟ درسته "جوش" . به این صورت که قبل از شروع یه مهمونی خانوادگی چنان جوشی توی صورتم میزنه که بیا و ببین . هرچه مهمانی مهمتر فاصله جوش تا نوک دماغ کمتر. تا کشفیات بعدی... 

  • میکروبلاگینگ دو
  • ۱- شبِ یلدایِ همگی مبارک. فقط اینو میتونم بگم که دارم میترکم. دیگه هرچیزی که میشُد ما خوردیم خدا بقیشو بخیر بکنه.
    ۲- بالاخره چشممون به جمال برف زمستونی هم روشن شد اونم تو شبِ یلدا.

پربیننده ترین مطالب
محبوب ترین مطالب
Copyright © iranew.com 2005-1019