ایران جدید

تازه های علمی، پزشکی،تغذیه، زیبایی و سلامت

۵ مطلب در آبان ۱۳۹۸ ثبت شده است

نظرات مردم پس از قطعی اینترنت

"من قول می‌دهم این وزیر ارتباطات ما که اینجا نشسته دستش به طرف دکمه‌ی فیلترینگ نرود" روزگاری پس از شنیدن این بیانات آقای روحانی کلی ذوق مرگ شدیم و شاید کمتر کسی فکر می‌کرد در چنین روزی فیلترینگ که چه عرض کنم کل اینترنت قطع شود آن هم بیش از یک روز ...

طی چند روز اخیر و در غیاب اینترنت جهانی، اگرچه وب‌سایت‌های ایرانی با بهره‌گیری از سرورهای داخلی به فعالیت ادامه می‌دهند، اما بسیاری از کاربران اینترنت، از دانشجویان و برنامه‌نویسان تا کسب‌وکارهای کوچک که فعالیتشان در بستر شبکه جهانی اینترنت جریان داشته، با مشکلات بسیاری مواجه و بعضا متحمل ضررهای جبران‌ناپذیری شدند.

۳   | ۲ | ۲۴۵ | ۹۸/۰۸/۳۰ | محمد لطیفی

زیر ساختِ افتضاح

متاسفانه بعد از اتفاقاتِ اخیر و قطع شدنِ اینترنتِ بین المللی خیلی‌ها با مشکلاتِ جدی مواجه شدن مثل دسترسی به ایمیل‌ها و شبکه‌های اجتماعی و... متاسفانه ما حتی یک موتور جستجوی بومی هم نداریم که لااقل سایت‌های داخلی رو جستجو کنیم. البته دوستان چنتا معرفی کردن مثل: یوز (که اصلا باز نمیشه)، پارسی جو(که فقط نتایج ویکی‌پدیا رو نشون میده)، سلام (که ظاهرا تعطیله) و... 

۰   | ۰ | ۱۸۲ | ۹۸/۰۸/۲۸ | محمد لطیفی

بعد از یک اتفاق خوب فیلم‌هایش را نبینیم

تقریبا همه‌ی ما عادت کرده ایم که بلا فاصله بعد از اتفاقات خوب مثل جشن تولد یا غافلگیر کردن دوستان و یا طبیعت گردی و... بلافاصله عکس ها و فیلم هایی را که توسط تلفن همراهمان گرفتیم رو ببینیم، ولی بهتر است بدانیم که تماشای ویدیوی یک اتفاق بلافاصله پس از وقوع آن می‌تواند خاطرۀ واقعی این تجربه را تغییر دهد
خیلی ‌ها بلافاصله بعد از اینکه یک مهمانی، جشن یا سفر تمام می‌شود، مشغول دیدن عکس‌ها و فیلم‌هایی می‌شوند که از آن لحظات گرفته‌اند. اما پژوهشگران معتقدند احتمالاً چنین کاری درست نیست. وقتی فیلم‌هایی که در سفر از ما گرفته‌اند را می‌بینیم، تجربۀ دست اول و پرشوری که از سفر داریم را از دست می‌دهیم و به ناظری بهانه‌جو تبدیل می‌شویم که خودمان را ارزیابی می‌کنیم. و از آنجا که از بچه‌هایمان بیشترین فیلم‌ها را می‌گیریم، آن‌ها بیش از همه تحت تأثیر این تغییر تجربه قرار می‌گیرند.

جولیا چو، نیویورک تایمز: شبِ مسابقۀ استعدادیابی در دبستان دخترم، از مدرسه به خانه برگشتیم تا بستنی بخوریم و جشن بگیریم. مادرم آیفونش را درآورد تا فیلمی را که از اجرای دختر ده‌ساله‌ام گرفته بود، نشان دهد. دخترم ترانۀ «بی‌نقص» اِد شیرن را از حفظ خواند و با پیانو آهنگش را اجرا کرد. با وجود استرسی که داشت، با لباسی جدید و پولک‌دار روی صحنه رفت، به بهترین شکل ممکن آوازش را خواند و قبل از پایین‌آمدن از صحنه، در برابر والدینی که برایش کف می‌زدند تعظیم کرد، و در آن حال، آسوده‌خاطر و آرام بود و حس غرور در چهره‌اش موج می‌زد.

همین که مادرم انگشتش را روی دکمۀ «اجرا» گذاشت و دخترم با اشتیاق گردن کشید تا ببیند، مادرم را از این کار منع کردم: «راستش ... به نظرم بهتره بذاریم از این لحظه لذت ببره».

دخترم را دیده‌ام که وقتی فیلم‌های خودش را می‌بیند، حالت چهره‌اش عوض می‌شود، چشم‌هایش نیمه‌بسته می‌شود و کمی سرش را به عقب می‌کشد. می‌دانستم که دخترم در ذهن خودش، آن بالا حس یک فوق‌ستاره را داشته، اما ممکن است با دیدن آن ویدیو یکه بخورد و خاطره‌اش از آن تجربه تغییر یابد. نه اینکه اجرایش خوب نبود، فقط اینکه ممکن است در ویدیو کمی با تجربۀ خودش تفاوت داشته باشد، همان حسی که همۀ ما هنگام شنیدن صدای خود داریم و می‌گوییم: «صبر کن ببینم، صدام واقعاً اینجوریه؟»

۱   | ۲ | ۲۰۲ | ۹۸/۰۸/۱۳ | محمد لطیفی

شب نوشت

بعضی شبها اگه از اون تایمی که باید بخوابم دیرتر بخوابم دیگه خوابم نمیبره و دیگه مغزم offنمیشه، همینجوری میگرده دنبال موضوعات مختلف و تجزیه و تحلیل اتفاقاتِ بی‌‌اهمیت. گاهی هم چند ساعت توی مغزم در حال کَل‌کَل در مورد یه موضوع مسخره با یه شخص خیالی هستم. البته یه مدت سعی میکردم از این همه فسفر سوزی شبانه استفاده‌ی مثبت بکنم تا اینکه کار بجایی رسید که توی خواب برنامه نویسی می‌کردم یا اینکه فرمولهای عجیب غریب اکسل توی ذهنم می‌نوشتم. ولی بَدیِ این کار این بود که اگه به نتایج مهمی میرسیدی تا از رختخواب بلند نمیشدی و محتویات مغزت رو توی کامپیوتر خالی نمیکردی دیگه نمیشد که بخوابی.

خلاصه امشبم یکی از اون شباست. (خوب بخوابید)

اگر الان نصفه شبه و هنوز بیدارین یه نگاهی هم به اینجا بندازید.

۰   | ۰ | ۲۱۰ | ۹۸/۰۸/۱۲ | محمد لطیفی

چگونه خاطرات بد را از ذهن خود پاک کنیم

در ذهن تمامی ما خاطراتی از گذشه وجود دارد که ممکن است بسیاری از آنها زیبا و لذت بخش باشند و بعضی از این خاطرات هم آزار دهنده و ناخوشایند هستند. اما چطور می توانیم خاطرات بد و آزار دهنده را از ذهن خودمان پاک کنیم؟ پاک کردن خاطرات بد از ذهن غیر ممکن نیست و در این مقاله روش هایی را برای رهایی از شر این خاطرات بد معرفی خواهیم کرد. 

بخش ۱ : خلق الگوهای فکری سالم
۱.  از چیزها و جاهایی که موجب برانگیخته شدن خاطره‌ها می‌شوند دوری کنید
دقت کرده‌اید وقتی به جای خاصی‌ می‌روید یا درباره‌ی موضوع بخصوصی صحبت می‌کنید خاطره‌های بد جلوی چشم‌های‌تان رژه می‌روند؟ شاید درک نکرده باشید آن‌ها چیزهایی هستند که باعث برانگیختگی خاطره‌های بد می‌شوند. به عنوان مثال، شاید خاطره‌ی بد شما به حادثه‌ای مرتبط است که در مدرسه‌ی ابتدایی برای‌تان اتفاق افتاده است، و هر بار که از کنار آن رد می‌شوید آنچه بر سرتان آمده است را به یاد می‌آورید. اگر مسیر جدیدی را پیدا و از عبور از خیابانی که مدرسه در آن واقع است اجتناب کنید، می‌توانید اغلب اوقات ذهن‌تان را از آن خاطره‌ی بد دور نگه دارید و پاکسازی کنید.

– اگر قادر باشید به طور کامل از چیزهایی که خاطرات بد را برای تان تداعی می‌کنند اجتناب کنید، ممکن است نهایتا به طور کامل از ذهن‌تان پاک شود. دیگر دلایل کمی برای به یاد آوردن آن خواهید داشت،‌ و همین که به زندگی ادامه می‌دهید آن خاطره‌ی بد را با افکار مهم‌تر جایگزین خواهید کرد.

۰   | ۱ | ۲۵۴ | ۹۸/۰۸/۰۳ | محمد لطیفی
منوي اصلي

ميکروبلاگينگ
  • کرونا
  • نظر شخصی من اینکه که امکان کنترل کرونا با پخش اخبار مثبت از کنترل کرونا در شهرهای مختلف و یا برعکس، ترساندن بیش از حد مردم وجود ندارد. چرا که در شهر همیشه یکسری افراد رو میبینیم که تحت تاثیر اخبار منفی کاملا موارد بهداشتی رو رعایت می‌کنند و از طرف دیگه هم افرادی رو میبینیم که کرونا رو دست کم گرفتن و اصلا رعایت نمی کنند. به نظر من این اپیدمی آنقدر ادامه پیدا خواهد کرد که همه مردم به این باور برسند که اگه می‌خوان به بیماری مبتلا نشن باید موارد بهداشتی رو رعایت کنن. و بهای شکست دادن این ویروس هم متاسفانه چیزی جز افزایش مبتلایان و جان باختگان نیست.

    ۰   | ۰ | ۲۸ | ۹۸/۱۲/۲۴ | محمد لطیفی
  • بازماندگان
  • به امید خدا اگر این یک ماه رو هم دوام بیاریم میشیم جزو بازماندگان سال 1398.

    خارج از شوخی خیلی مواظب خودتون باشید. ویروس کرونا بسیار بسیار سریع شیوع پیدا می‌کنه و منتقل میشه با این اوصاف کماکان ازدحام مردم رو توی مراکز خرید برای کارهای غیر ضروری میشه دید.

    ۱   | ۰ | ۵۵ | ۹۸/۱۲/۰۵ | محمد لطیفی
  • عکاسی
  • یه چند وقتی هست که توی مود عکاسی هستم، درکل به عکاسی خیلی علاقه دارم در حدی که یه مدت قصد داشتم یه آتلیه عکاسی راه بندازم که نشد. خلاصه بگم که تا امروز دنبال قضیه عکاسی بودم که بالاخره ماه پیش تصمیم گرفتم یه دوربین دیجیتال بخرم. هزینش با توجه به وضعیت مالی این روزهای همه خیلی سنگین دراومد ولی فکر کنم ارزشش رو داشت که واسه علاقه مندی‌هام هزینه کنم.

    - تصمیم دارم گهگاهی پست آموزشی مربوط به عکاسی و ادیت عکس بزارم ولی نمیدونم به درد کسی میخوره یا نه...

    ۰   | ۰ | ۵۶ | ۹۸/۱۱/۲۸ | محمد لطیفی
  • هندزفری
  • آقا من کماکان با قدرت بر این باور هستم که یه نفر وقتی ما حواسِمون نیست میاد سیم هندزفری‌مونو گره میزنه در میره.

    ۰   | ۰ | ۱۴۵ | ۹۸/۰۹/۲۰ | محمد لطیفی
  • کودکانِ بدون آزادی
  • خودِ واقعیِ هر یک از ما کودکِ‌کوچکی است که هنوز رشد نیافته. گاهی اوقات وقتی به ما خوش می‌گذرد یا داریم بازی می‌کنیم، وقتی احساس شادی می‌کنیم، وقتی نقاشی می‌کنیم، یا شعر می‌نویسیم، یا پیانو می‌زنیم ، یا به هر طریقی احساسات خود را بیان می‌کنیم این کودک بیرون می‌آید.اینها شادمانه‌ترین لحظاتِ زندگیِ ما هستند. وقتی خودِ واقعیِ ما بیرون می‌آید، وقتی به گذشته نمی‌اندیشیم و دلواپس آینده نیستیم. آن‌وقت شبیه بچه‌ها می‌شویم.

    اما یک چیز هست که همهٔ اینها را عوض می‌کند، وما به آن مسئولیت می‌گوئیم. جامعه می‌گوید «صبر کن، تو مسئولی، وظایفی داری که باید انجام بدهی،باید کار کنی،باید مدرسه بروی،باید زندگی را اداره کنی.»همهٔ این مسئولیت ها به ذهن هجوم می‌آورند. آنوقت چهرهٔ ما عوض می‌شود و دوباره جدی می‌شویم.

    اگر وقتی که بچه‌ها ادای بزرگتر‌ها را در می‌آورند نگاهشان کنید،می‌بینید که چهره‌شان تغییر می‌کند . میگویند:«مثلاً من یک وکیل هستم»، آنوقت صورت جدی یک آدم بزرگ را به خود می‌گیرند. ما به دادگاه می‌رویم و همان چهره را در آنجا می‌بینیم و این همان است که هستیم. ما هنوز بچه ایم،اما آزادی خود را از دست داده‌ایم.

    بخشی از کتاب چهار میثاق (نویسنده: دون میگوئل روئیز)

    ۱   | ۲ | ۱۷۴ | ۹۸/۰۹/۰۸ | محمد لطیفی
  • سرکشیِ دولت در جیب مردم
  • وزیرِ تعاون: چه تمام کسانی که کمک هزینه معیشت دریافت کرده‌‌اند و چه کسانی که دریافت نکرده‌‌اند و اعتراض کرده‌‌اند تا آخرِ ماه بایستی این مجوز رو به دولت بدهند که دولت در تمام حسابهایِ بانکیِ آنها سرکشی کند، در غیرِ اینصورت کمک هزینه قطع خواهد شد!

    این هم خبرِ جدیدِ امروز که از زبان وزیر تعاون شنیدیم. دیگه واقعا نمی‌دونم چی باید گفت از طرفی ۵۰ هزارتومان اصلاً ارزش این رو نداره که اجازه بدی هرکسی دلش خواست بیاد و حسابهایِ بانکیت رو بررسی بکنه و از طرفِ دیگه هم خیلی از افراد هستند که واقعاً زیر این فشارِ سنگینِ گرانی و تورم دارن له می‌شن، مثل کارگرانی که ۵ یا ۶ ماههِ حقوق نگرفتن و چه بسا اونهایی که حقوق هم گرفتن مشکلات مالی زیادی دارن.

    با وجود این اوضاع احتمالاً تا چند ماه دیگه باید به دولت اجازه بدیم هرچقدر پول احتیاج داره خودش از حسابمون برداشت کنه.

    کاش مسئولین کمی هم برای مردم حُرمت و ارزش قائل بودند و بجای تفره رفتن از پرداختِ حق مردم و سَرک کشیدن در خصوصی‌ترین مسائلِ اونها پای حرفِ دلِ مردم و شنیدنِ مشکلاتشان می‌نشستند.

    ۱   | ۱ | ۲۰۰ | ۹۸/۰۹/۰۵ | محمد لطیفی
  • زیر ساختِ افتضاح
  • متاسفانه بعد از اتفاقاتِ اخیر و قطع شدنِ اینترنتِ بین المللی خیلی‌ها با مشکلاتِ جدی مواجه شدن مثل دسترسی به ایمیل‌ها و شبکه‌های اجتماعی و... متاسفانه ما حتی یک موتور جستجوی بومی هم نداریم که لااقل سایت‌های داخلی رو جستجو کنیم. البته دوستان چنتا معرفی کردن مثل: یوز (که اصلا باز نمیشه)، پارسی جو(که فقط نتایج ویکی‌پدیا رو نشون میده)، سلام (که ظاهرا تعطیله) و... 

    ۰   | ۰ | ۱۸۲ | ۹۸/۰۸/۲۸ | محمد لطیفی
  • شب نوشت
  • بعضی شبها اگه از اون تایمی که باید بخوابم دیرتر بخوابم دیگه خوابم نمیبره و دیگه مغزم offنمیشه، همینجوری میگرده دنبال موضوعات مختلف و تجزیه و تحلیل اتفاقاتِ بی‌‌اهمیت. گاهی هم چند ساعت توی مغزم در حال کَل‌کَل در مورد یه موضوع مسخره با یه شخص خیالی هستم. البته یه مدت سعی میکردم از این همه فسفر سوزی شبانه استفاده‌ی مثبت بکنم تا اینکه کار بجایی رسید که توی خواب برنامه نویسی می‌کردم یا اینکه فرمولهای عجیب غریب اکسل توی ذهنم می‌نوشتم. ولی بَدیِ این کار این بود که اگه به نتایج مهمی میرسیدی تا از رختخواب بلند نمیشدی و محتویات مغزت رو توی کامپیوتر خالی نمیکردی دیگه نمیشد که بخوابی.

    خلاصه امشبم یکی از اون شباست. (خوب بخوابید)

    اگر الان نصفه شبه و هنوز بیدارین یه نگاهی هم به اینجا بندازید.

    ۰   | ۰ | ۲۱۰ | ۹۸/۰۸/۱۲ | محمد لطیفی
  • زندگی زیبا می شود
  • روزی هزار بار شکر که دخترم شدی  ،   روزی هزار بار شکر که بابایت شدم

    ۰   | ۰ | ۳۷۱ | ۹۸/۰۴/۰۲ | محمد لطیفی
  • تولد دخترم
  • خیلی خوشحالم چون دختر کوچولوم به دنیا اومده.  حس میکنم که زیبا ترین صدایی که تا به حال شندیم صدای نفس های دخترمه.دوستت دارم بابایی...

    ۰   | ۰ | ۴۴۶ | ۹۸/۰۲/۳۰ | محمد لطیفی
پربيننده ترين مطالب
محبوب ترين مطالب
Copyright © iranew.com 2005-2019